<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اِرمینه</title>
<link>http://ermineh.blogfa.com/</link>
<description>سیاسی- غیر سیاسی!</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 04 Nov 2009 17:12:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>سیر تحولات آیت الله حاج شیخ یوسف صانعی</title>
<link>http://ermineh.blogfa.com/post-116.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آيت الله حاج شيخ يوسف صانعى، در سال 1316 ش، در خانواده اى روحانى در روستاى نيك آباد اصفهان به دنیا آمد.جدّ ايشان آية الله حاج ملاّيوسف، از علماى زمان خود بودند. وی  در فلسفه، از شاگردان ميرزا جهانگيرخان و در فقه، از شاگردان آية الله العظمى ميرزا حبيب الله رشتى بود.آیت الله صانعی در سال 1325 ش، وارد حوزه علميه اصفهان شد و پس از گذراندن دروس مقدمات از محضر علماى آن حوزه، در سال 1330 ش، براى ادامه تحصيل، رهسپار حوزه علميه قم شد.وی در امتحانات سطوح عالى حوزه در سال 1334 ش، رتبه اول را احراز نمودند و مورد تشويق مرحوم آية الله العظمى بروجردى(قدس سره) قرار گرفت. از همين سال در درس خارجِ امام خمينى (ره) شركت نمود. شیخ یوسف صانعی در 22 سالگى به درجه اجتهاد رسید.(&lt;A href=&quot;http://saanei.org/?view=01,01,14,8,0&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt;)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;مبارزات پیش از انقلاب&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بر اساس آنچه در جلد سوم کتاب اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده‌است، نام و امضای یوسف صانعی، در ذیل حدود سی اعلامیه سیاسی و انقلابی به ثبت رسیده‌است که اولین آن، نامه‌ای است که پس از انتقال امام خمینی (ره) از ترکیه به نجف اشرف، از سوی علمای قم، خطاب به وی نوشته شده‌است. تاریخ انتشار این نامه مهر ماه ۱۳۴۴ است. همچنین آخرین بیانیه‌ای که نام و امضـــــای وی و دیگر همراهان انقلاب در ذیل آن به چشم می‌خورد، اعلامیه‌ای است که در مخالفت با دولت بختــــیار، در تاریخ ۱۳۵۷/۱/۱۷ صادر شده‌ است.شاید مهم‌ترین بیانیه شدیداللحن مبلغان مذهبی در قم در قبل از انقلاب، بیانــــیه مربوط به «خلع ید شاه از حکومت» است که به تأیید جمعی از فضلا و مدرّسان حوزه علمیه قم رســـــیده‌ است و نام و امضای آیه‌الله صانعی نیز در ذیل آن به چشم می‌خورد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;سالهای پس از انقلاب و مسئولیت های اجرایی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امام خمینی(ره) در مورّخ 1/12/1358، در حالى كه تنها حدود يك سال از پيروزى انقلاب مى گذشت، شیخ یوسف صانعی را به عضويت در شوراى نگهبان منصوب کرد.اما شیخ یوسف سه سال بعد در تاریخ 19/10/1361 از عضویت در شورای نگهبان كناره گيرى كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امام(ره) در همان تاريخ 19/10/1361 در ديدار با رئيس ديوان عالى كشور و قضات شوراى عالى قضايى و شعب ديوان عالى كشور، بياناتى ايراد نمود و در ضمن آن فرمود:&lt;U&gt; &lt;/U&gt;و حالا ما مى خواهيم اين رنج را به گردن آقاى آقا شيخ يوسف صانعى به عنوان دادستان كل [بگذاريم‍‍] و معرّفى كنم به آقايان; و من آقاى صانعى را مثل يك فرزند بزرگ كرده ام. آقاى صانعى وقتى كه سالهاى طولانى در مباحثاتى كه ما داشتيم تشريف مى آوردند، ايشان، بالخصوص مى آمدند با من صحبت مى كردند و من حظّ مى بردم از معلومات ايشان و ايشان، يك نفر آدم برجسته اى در بين روحانيون است و مرد عالمى است.» &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما دوباره سه سال بعد وی از سمت خود استعفا داد و به دنبال استعفاى وی، امام (ره) در مورّخ 16/4/1364 طى بياناتى در مورد شیخ یوسف صانعی چنين فرمود:«از رفتن آقاى صانعى، متاسّف و متاثّرم. اميدوارم ايشان در هر كجا كه باشند، فرد مؤثّرى باشند. از زحمات و كوششهاى ايشان، تشكّر و قدردانى مى كنم. من ايشان را سالهاى طولانى است كه مى شناسم. او مردى عالم، متعهّد و فعّال است.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;شیخ یوسف صانعی و مسئله ولایت فقیه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در دهه 60 شیخ یوسف صانعی اما از کسانی بود که به شدت معتقد به ولایت فقیه من جمله ولایت آیت الله خامنه ای در راستای ولایت رسول خدا (ص) و ائمه اطهار بود. وی طی سخنانی  در حرم حضرت معصومه (س) در سال 68 بمناسبت شب هفت رحلت امام (ره) نظرش را اینگونه اعلام میکند: «&lt;FONT color=#0000ff&gt;من به عنوان يك مسئله شرعي مي گويم كه تخلف از فرمان آيت الله خامنه اي گناه و معصيتي است بزرگ و رد براو، رد برامام صادق(ع) و رد بر امام صادق(ع) رد بر رسول الله (ص) و رد بر رسول الله (ص)، رد بر الله و موجب خروج از ولايت الله و و ورود به ولايت شيطان است و طبق روايت عمر ابن حنظله در باب ولايت فقيه رد بر او در حد شرك به الله است و ... تاييد ايشان يك واجب الهي است نه يك مستحب. ... مسئله يك امر جزئي نيست و عدم تاييد ترك واجب است و ترك واجب موجب معصيت و خروج از عدالت است.&lt;/FONT&gt;»(روزنامه جمهوری اسلامی 2906 - 22/03/1368 - ص 3)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;TABLE style=&quot;WIDTH: 490px; HEIGHT: 133px&quot; cellSpacing=1 cellPadding=2 width=490 border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.sanyehnews.com/sanyeh/website/images/stories/saneasnad11.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شیخ یوسف صانعی اما دو سال پیش از این  و  در سال 66 (دو سال قبل از رحلت امام خمینی) هم در کتاب ولایت فقیه خودش نظرش را اینگونه عنوان می کند:&lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;ولایت فقیه سایه ای از ولایت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) است و به یک معنی خود ولایت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) می باشد.من نمی دانم که چگونه باید تعبیر کرد،امّا این همان ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) در قالب ولایت فقیه جلوه میکند و در قالب ولایت فقیه متبلور و روشن می شود ...اساس قانون اساسی ولایت فقیه است ...تمام ارزش این قانون اساسی به آن است که ولی عصر (عجلالله تعالی فرجه) یعنی نماینده او، آن را پذیرفته است و چون نماینده ولی عصر (عجلالله تعالی فرجه) آن را پذیرفته، ما نیز آن را میپذیریم.&lt;/FONT&gt;»(کتاب ولایت فقیه، یوسف صانعی، 1366، ص 151و 246 و 247)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وی حتی پیش از این و در دوران تصدي دادستاني كل كشور (61 تا 64) در مصاحبه با روزنامه اطلاعات مي‌گويد:« تا نبض مسلمين در دست ولي فقيه نباشد، فشار و بدبختي ادامه خواهد داشت. وی ادامه می دهد:امروز ائمه معصومین و حضرت ولی امر(عج) در این مملکت حاکمند و همه قدرت‌ها بدست اسلام و قران است و ما اگر بخواهیم رستگاری دنیا و آخرت را پیدا کنیم، باید حاکمیت امام را حفظ و به گفته‌های ایشان عمل نمائیم.کسی که طرفدار قانون را دوست بدارد خود عمل کننده به قانون است و کسی که قانون شکن را دوست دارد خود قانون شکن است.&lt;BR&gt;آیت الله صانعی همچنین با اشاره به توطئه ابرقدرت‌ها علیه نظام جمهوری اسلامی و تحمیل جنگ علیه این نظام توسط آنان و مشکلات موجود در جامعه گفت: امروز صحبت کردن علیه جمهوری اسلامی صحبت کردن علیه اسلام، رسول الله و لی امر(عج) است و اگر به این نظام و حاکمیت ضربه بخورد به اسلام ضربه خورده است و این تنها نظامی است که مسئولین آن با همه مشکلات برای رضای خدا و رضایت امت انجام وظیفه می کنند.&lt;BR&gt;وی در پایان از امت همیشه در صحنه و انقلابی‌مان خواست دربرابر قانون و مقررات و خط امام سرتسلیم فرود آورند و به نظام نق نزنند و این نظام را تضعیف ننمایند که فردا در برابر خدا و محکمه عدل الهی جوابگو خواهند بود» ( &lt;A href=&quot;http://img17.imagehosting.gr/out.php/i938460_1.jpg&quot; target=_blank&gt;تصویر سند&lt;/A&gt;)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 259px; HEIGHT: 315px&quot; height=974 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img17.imagehosting.gr/out.php/i938464_5.jpg&quot; width=800 align=left border=0&gt;شیخ یوسف صانعی همچنین در مورد رهبر انقلاب اینگونه نظرش را اعلام می کند:« آیه ا...خامنه ای نه تنها مجتهد مسلم می باشد بلکه فقیه جامع الشرایط واجب الاتباع می باشد.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نظرات آیت الله صانعی پیرامون ولایت ولی فقیه به همینجا ختم نشده وی در سخنانی عنوان می کند که :« &lt;STRONG&gt;هنگامی که ولی‌امر حکمی داد ،مراجعه به دیگران معصیت و خلاف شرع است&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;I&gt;»&lt;/I&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;متن کامل سخنان وی در این باره به این ترتیب است: « &lt;FONT color=#0000ff&gt;ولایت فقیه در همه چیز حاکم است و می تواند خلاف هر مقرری و آئین نامه‌ای را بگوید.حتی می تواند خلاف قانون و مصوبات مجلس را هم بگوید اما ولی‌امر معمولا این کار را نمی‌کند.اما براساس اساسنامه‌ها ، آئین نامه‌ها ، قانون و حتی قانون مصوب مجلس هم حاکم است و بالاتر از آن ارزش قانون اساسی ما به امضاء مقام رهبری است والا اگر روزی امضای مقام رهبری از روی قانون اساسی برداشته شود آن قانون اساسی ارزش ندارد.&lt;/FONT&gt; میزان ما میزان الهی است چون در رابطه با مقام رهبری است و اگر یک روز رابطه‌اش با مقام رهبری و ولی‌امر قطع بشود می‌شود نظام طاغوتی.حاکمیت ولی‌امر همه جا است و برهمه چیز مقدم است و هیچ چیز نمی تواند مقام ولی امر را تهدید کند و هرجور حکم کند همان معتبر است و تخلف از او گناه و معصیتی کبیره است و هنگامی که ولی‌امر حکمی داد نه‌تنها هیچ احتیاجی به نظر دیگران نیست بلکه مراجعه به دیگران معصیت و خلاف شرع است.مراجعه به دیگران ایستادن در مقابل مقام رهبری و تضعیف آن مقام است.مراجعه به دیگران یعنی قبول نکردن حرف مقام رهبری است و قبول نکردن حرف مقام رهبر برمی گردد به قبول نکردن حرف مقام ولی عصر(عج).پس نه تنها مراجعه به دیگرام احتیاج نیست بلکه معصیت و خلاف شرع است…. انقلاب ما را تمرکز قدرت مرجعیت به نتیجه رسانده است»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;از ولایت فقیه 68 تا ولایت فقیه 86&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آیت الله صانعی اما 25 سال بعد از انقلاب و 16 سال بعد از اظهارات قبلی خود مبنی بر حاکم بودن ولی فقیه و اینکه ولی فقیه حق دارد حتی خلاف قانون و مصوبات مجلس را هم بگوید با تغییر مواضع قبلی  نظر خود را اینگونه اعلام می کند :«مجلس و شورا در فرض تزاحمش با بقیه افراد و آراء در حکومت، نظر مجلس شورا مقدم است.»(روزنامه یاس نو، 1/4/82)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آیت الله صانعی همچنین 29 سال بعد از انقلاب و 20 سال بعد از اظهارات اولیه خود در دیدار با اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نظر خود را اینگونه اعلام میکند:« خداوند در امور سياسي هيچ كسي را قيم بر مردم قرار نداده است. و خداوند مردم را حاكم بر سرنوشت خويش قرار داده است و تنها نبي مكرّم اسلام و ائمه معصومين (عليهم السلام) هستند که هرچه فرمودند ما بايد بدون سؤال و جواب قبول کنيم چون آنجا پشتوانه عصمت وجود دارد»(روزنامه آفتاب يزد / 24/7/86  / &lt;A href=&quot;http://www.magiran.com/nptoc.asp?mgID=2816&amp;Number=2192&quot;&gt;&lt;U&gt; &lt;/U&gt;&lt;U&gt;شماره 2192&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://saanei.org/?view=01,01,02,87,20&quot;&gt;&lt;U&gt;متن خبر&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; در سایت ایشان)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; وی همچنين در این دیدار با اشاره به بحث اطاعت از اولو الامر و شمول خطاب اولو الامر می گوید: «زماني در مجلس دوم عنوان شد که اولو الامر علماء و يا امام امت (سلام الله عليه) را نيز شامل مي شود؟ كه امام بلافاصله پيغام دادند آيات و رواياتي كه در اين خصوص وارد شده است مخصوص به معصومين (عليهم السلام) است و فقها و علماي بزرگ اسلام هم در آنها شركت ندارند، چه رسد به مثل اينجانب». &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;البته شیخ یوسف صانعی به این نکته اشاره نمی کند که مجلس دوم شورای اسلامی در سال 63 تشکیل شد و تا سال 67 ادامه داشت و با این حساب سخنان وی در سال 68 که در آن  مدعی شده بود كه تخلف از فرمان آيت الله خامنه اي گناه و معصيتي است بزرگ و رد براو، رد برامام صادق(ع) و رد بر امام صادق(ع) رد بر رسول الله (ص) و رد بر رسول الله (ص)، رد بر الله و موجب خروج از ولايت الله و و ورود به ولايت شيطان است و طبق روايت عمر ابن حنظله در باب ولايت فقيه رد بر او در حد شرك به الله است چه معنایی می تواند داشته باشد!&lt;/FONT&gt; (روزنامه جمهوری اسلامی 2906 - 22/03/1368 - ص 3)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وی همچنین در سال 66 در کتاب ولایت فقیه خود، ولایت فقیه را همان ولایت ولی عصر(عج) فرض کرده و توضیح نمی دهد که اگر امام(ره) پیش از این خطاب به نمایندگان مجلس دوم خود را مصداق اولوالامر ندانسته بود چگونه وی حاضر شده است این ادعا را در مورد ولی فقیه عنوان کند و یا چرا بعدها ادعا کرد که خداوند کسی را قیم مردم قرار نداده است؟ در این کتاب وی این چنین می نویسد:« ولایت فقیه سایه ای از ولایت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) است و به یک معنی خود ولایت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) می باشد.من نمی دانم که چگونه باید تعبیر کرد،امّا این همان ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) در قالب ولایت فقیه جلوه میکند و در قالب ولایت فقیه متبلور و روشن می شود شود ...اساس قانون اساسی ولایت فقیه است ...تمام ارزش این قانون اساسی به آن است که ولی عصر (عجلالله تعالی فرجه) یعنی نماینده او، آن را پذیرفته است و چون نماینده ولی عصر (عجلالله تعالی فرجه) آن را پذیرفته، ما نیز آن را میپذیریم.»(کتاب ولایت فقیه، یوسف صانعی، 1366، ص 151و 246 و 247) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از طرفی شیخ یوسف صانعی در حالی ادعا می کند که امام علما و امام امت را مصداق اولوالامر نمی دانست که امام(ره) موضع گیری صریحی در این قضیه داشتند:«  ...ولايت فقيه يك چيزي است كه خداي تبارك و تعالي درست كرده است . همان ولايت رسول الله هست . و اينها از ولايت رسول الله هم مي ترسند! شما بدانيد كه اگر امام زمان - سلام الله عليه - حالا بيايد، باز اين قلمها مخالف اند با او...»(صحیفه نور-ج10 صفحه 308)(&lt;A href=&quot;http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=58950&amp;vn=10&amp;gpn=308&amp;mi=5032&quot;&gt;&lt;U&gt;+&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و یا در جای دیگر می گوید: «اينطور ولايت فقيه از روز اول تا حالابوده . زمان رسول الله تا حالا بوده . اين حرفها چه است كه مي زنند اينها؟ اين اشخاص غيرمطلع بر فقه ، غير مطلع بر مجاري امور، اين حرفها را مي زنند و اذهان را مشوب مي كنند.»(صحیفه نور ج10 ص 353)(&lt;A href=&quot;http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=58950&amp;vn=10&amp;gpn=354&quot;&gt;&lt;U&gt;+&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امام(ره) همچنین در جای دیگر پیرامون ولایت فقیه نظرش را اینگونه عنوان می کند:«ولايت فقيه ، ولايت بر امور است كه نگذارد اين امور از مجاري خودش بيرون برود.نظارت كند بر مجلس ، بر رئيس جمهور، كه نبادا يك پاي خطايي بردارد. نظارت كند برنخست وزير كه نبادا يك كار خطايي بكند. نظارت كند بر همه دستگاهها، بر ارتش ، كه نبادا يك كار خلافي بكند. جلو ديكتاتوري را ما مي خواهيم بگيريم ، نمي خواهيم ديكتاتوري باشد، مي خواهيم ضد ديكتاتوري باشد. ولايت فقيه ، ضد ديكتاتوري است ؛نه ديكتاتوري . چرا اين قدر به دست و پا افتاده ايد و همه تان خودتان را پريشان مي كنيدبيخود؟ هرچه هم پريشان بشويد و هرچه هم بنويسيد، كاري از شما نمي آيد. من صلاحتان را مي بينم كه دست برداريد از اين حرفها و از اين توطئه ها و از اين غلطكاريها!» (صحیفه نور ج 10 ص 311)(&lt;A href=&quot;http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=58950&amp;vn=10&amp;gpn=311&amp;mi=5175&quot;&gt;&lt;U&gt;+&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;آیت الله صانعی و اصلاحات&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آیت الله صانعی در ماجرای محکومیت اکبر گنجی و در حمایت از وی مطالبی را عنوان می کند که در رسانه های اصلاح طلب بازتاب زیادی دارد:«چرا انسان را بخاطر چهارتا حرفی که زده زندان کنیم، آسمان که زمین نیامده، از دیوار مردم که بالا نرفته، مواد مخدر که نیاورده...وقتی خواستید کسی را زندانی کنید فکر کنید اگر خودمان باشیم خوشمان می­آید؟ چقدر خوشمان می­آید؟ یک سالش دو سالش...» (روزنامه شرق 11/4/84) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اکبر گنجی اما بعد از آزادی و خروج از کشور با نوشتن مجموعه مقالات «قرآن محمدی» دلایل بسیاری را برای این مدعا که « قرآن یک کلام بشریست » ارائه می کند، در آن مقالات از معتقدان به این سخن که « قرآن کلام خداست » می خواهد تنها یک دلیل برای صدق این مدعای خود بیاورند. گنجی معتقد است در طول تاریخ معتقدان به این مدعا که «قرآن کلام خداست » حتی یک دلیل منطقی برای ادعای خود نیاورده اند . وی همچنین در کتاب آسمانی یهودیان و مسیحیان تردید کرده است. گنجی در بخش دیگری از این مقالات مدعی می‌شود که امام داوزدهم شیعیان - امام زمان(عج)-  وجود خارجی نداشته است : « دوازدهمین امام شیعیان (حضرت مهدی ) وجود خارجی ندارد،امام غایب ، برساختهٔ نزاع‌های خانوادگی بر سر ارث و میراث است .»  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعد از محاکمه و محکومیت عبدالله نوری نیز آیت الله صانعی بیانیه ای در حمایت از عبدالله نوری منتشر می کند و در قسمتی از این بیانیه اینگونه می گوید: «مهم برای امثال عبدالله نوری­ها قضاوت مردم است.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                  &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 300px; HEIGHT: 204px&quot; height=188 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot; http://www.jahannews.com/images/docs/files/000064/nf00064689-1.jpg&quot; width=300 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شیخ یوسف صانعی دیدارهای چندی هم با آیت الله منتظری داشته است وی یکی از کسانی بود که بعد از پایان دوره تبعید آیت الله منتظری و مراجعتش به قم به دیدار او رفت، آخرین دیدار این دو روحانی برجسته بعد از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و بخاطر حوادث بعد از آن بود که در این دیدار ضمن اعلام همدردی با  آسیب دیدگان این حوادث انتقاداتی را متوجه حکومت  می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آیت الله صانعی در سال 80 و بعد از انتخاب مجدد سید محمد خاتمی هم در پیامی انتخاب مجدد وی را تبریک می گوید، پیامی که هیچ گاه بعد از انتخاب احمدی نژاد در سال 84 برای انتخاب وی منتشر نشد:« ...حضور گسترده مردم متعهد و آگاه ايران به ويژه نسل فهيم و پر نشاط جوان در انتخابات هجدهم خرداد اعلان اعتماد مجدد و خيره كننده آنان به جناب عالى به عنوان هشتمين رئيس جمهورى اسلامى ايران و حمايت قاطعى كه از سياست ها و برنامه هاى اعلام شده شما، براي دومين بار ابراز داشتند، مايه خوشحالى و موجب سپاسگزارى به پيشگاه خداوند توانايى است كه « مقلب القلوب والابصار » مى باشد... »(&lt;A href=&quot;http://saanei.org/?view=01,01,01,5,60&quot;&gt;&lt;U&gt;+&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;و شیخ یوسف بعد از انتخابات 88&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در این سال که مصادف با انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم بود 30 سال از انقلاب می گذشت و 20 سال از زمانی که آیت الله صانعی تخلف از فرمان آیت الله خامنه ای را خروج از ولایت الله و ورود به ولایت شیطان و در حد شرک به خدا دانسته بود. وی که به طور بارز گرایشات اصلاح طلبانه دارد در این انتخابات با حمایت از کاندیداهای اصلاح طلب و انتقاد شدید از احمدی نژاد در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه از مردم خواست در انتخابات آتی وی را برکنار کنند.(&lt;A href=&quot;http://www.noandish.com/com.php?id=28005&quot;&gt;&lt;U&gt;+&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;) وی همچنین به صورت تلویحی در انتقاد از احمدی نژاد رای به دروغگو را گناه اعلام کرد و از مردم خواست که در پای صندوق رای حاضر شوند.(&lt;A href=&quot;http://mirhosain.com/?p=42&quot;&gt;&lt;U&gt;+&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ماجرا اما به اینجا ختم نمی شود شیخ یوسف در اظهار نظری در بین جمعی از همفکرانش در گرگان رئیس جمهور را حرامزاده خطاب میکند در این سخنان که فیلم آن نیز بصورت گسترده روی برخی سایتهای مختلف قرار گرفت آمده بود:« ” در مجلس در مقابل قران به خدا سوگند میخورند این هم کفاره داره هم حنثش معصیت کبیرس. اون وقت چطور روز از نو روزی از نو؟ این از حرومزادگیشه دروغ میگه! والا امام زمان رو میبینه -” .. البته شاهد دیگری بر این امر اینکه: روزی که مثلا برای خودش جشن پیروزی گرفته بود هم در ملا عام به حرامزادگیش اعتراف کرد! مگر انجا نگفت من سیدم و شال سبز بر گردن انداخت! پدر شناسنامه ایش سید بود مگر؟»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دفتر وی بلافاصله این خبر را تکذیب و اعلام کرد لفظ حرامزاده ناظر به حکایتی است که در اواسط سخنان شیخ بوده است متن توضیح دفتر آیت الله صانعی به این ترتیب بود:« با توجه به خبرهاي منتشر شده در آن رسانه ها لازم به ذکر است آنچه در انتهاي سخنراني حضرت آيت الله العظمي صانعي آمده است ناظر به حکايتي است که معظم له در اواسط سخنراني آن را نقل نموده و هيچ ارتباطي به اشخاص و آنچه شما بيان نموده ايد نداشته و ندارد و در کل درتضاد با آن مي باشد که با مراجعه به متن کامل سخنراني معظم له ازقضاوت عجولانه و دروغ سازي جلوگيري مي شد، البته جامعه بزرگ ايران و جهان بيدار شده و مسائل را ريشه يابي مي نمايند، تا سيه روي شود هر که در او غش باشد.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;البته شیخ یوسف صانعی در سال 86 و در دیدار با اعضای سازمان مجاهدین انقلاب که در آن سخنان جنجالی را مبنی بر قیم نخواستن مردم و مصداق اولوالامر بیان داشته بود مطلبی را هم راجع به توهین به اشخاص عنوان کرده بود که آن مطلب از این قرار بود:«توهين خباثت است و با خباثت که نمي شود جنگيد؛ کسي که روانش خبيث است ريشه ندارد، ريشه پيدا نکرده است، بيست و هفت سال انقلاب و تربيت اسلامي- انقلابي نتوانسته او را عوض کند اينها خبث باطن دارند.»(&lt;A href=&quot;http://saanei.org/?view=01,01,02,87,20&quot;&gt;&lt;U&gt;+&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و البته باز هم ماجرا به اینجا ختم نمی شود و طبق خبری که در برخی رسانه های منتقد وی منتشر می شود وی در جلسه‌ای که در تاریخ 29 مردادماه سال جاری در دفترش با حضور جمعی از عناصر شاخص اصلاح طلب برگزار می شود، در قسمتی از سخنانش ادعاهای عجیبی را در مورد برخی مراجع مطرح می کند:« قضیه آقای منتظری که اتفاق افتاد، روحانیت یا سکوت کردند و یا تأیید و تنها من بودم که در این وسط ایستادم. خیلی خوشحال هستم که تنها آخوندی بودم که مردم گفتند ضد دستگاه وضد نظام است. کسی که به رادیو و تلویزیون ایران توجه کند، هیچ چیزی از مسائل خبر ندارد. رسانه‌های غربی را نگاه کنید، ببینید اینها چه می کنند. ببینید آقای سازگارا (ضد انقلاب فراری) چه می گوید؟ من ایشان را آدم متدینی می دانم!وی همچنین ضمن طرح ادعای پشیمان شدن آیت‌الله نوری‌همدانی از تبریک گفتن به رئیس‌جمهور ادامه داد: من باور ندارم. او دست خودش نیست. می گویند شک بین یک و دو باطل است.هر چه حکومت می گوید، هر چه به او می گویند، او هم همان را می گوید.شنیده ام که مساجد الحمد لله خلوت شده است. شما هم در خانه نماز بخوانید، (یک)مرد مسلم عدالتش بیشتر از کسانی است که اضلال می کنند. یا زن اگر بایستد و مرد به او اقتدا کند، بهتر است. به مردم بگویید که مسجد نروند و در خانه عبادت کنند.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعد از انتشار این خبر يكي از اعضاي دفتر آيت الله نوري همداني در گفتگو با شبكه خبر دانشجو، ادعاهاي مطرح شده از قول يوسفعلي صانعي در مورد آيت الله العظمي نوري همداني را بي اساس می خواند و ادعای پشيمان شدن ايشان از تبريكات گفته شده در باب انتخابات را تكذيب می کند.عضو دفتر این مرجع در رابطه با اهانت صانعي می گوید: قبل از اين هم به دفتر شیخ یوسفعلی صانعي گزارش شده بود كه وی سه بار در مكان هاي مختلف به آيت الله نوري همداني اهانت كرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعد از همه این ماجراها شیخ یوسف تلاش می کند برای رفع کدورت و گرفتن نظر مثبت بقیه مراجع دیدارهایی را با دیگر مراجع صورت دهد اما هیچ یک از مراجع حامی نظام حاضر به دیدار با وی نمی شوند و دفتر آیت الله مکارم نیز خبر منتشره مبنی بر دیدار این مرجع با آیت الله صانعی را تکذیب میکند.همچنین در دیدار آیت الله صانعی با آیت‌الله صافی گلپایگانی نیز مشخص می شود این دیدار به‌صورت سرزده بوده و آیت الله صانعی با مراجعه به بیت آیت‌الله صافی بدون انجام هماهنگی قبلی، وی را در محذوریت اخلاقی برای پذیرفتن دیدار قرار داده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;پاسخ به نامه دختر سعید حجاریان&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آیت الله صانعی بعد از انتخابات بیانیه های متعدد و موضع گیری های صریحی را در جهت نقد نظام و مسئولین اتخاذ می کند ولی در این میان پاسخ وی به نامه دختر سعید حجاریان که در آن زمان در بازداشت به سر می برد حال هوای دیگری دارد و بدون شک وی علی رغم موضع گیری های متناقض و  به نظر نگارنده بعضا اشتباه نیت به اصلاح امور دارد:« &lt;A name=OLE_LINK10&gt;&lt;/A&gt;&lt;A name=OLE_LINK9&gt;با سلام؛ دخترم، اميدوارم پاسخم بتواند مرهمي هرچند کوچک بر آلام و رنج هايتان باشد؛ آن چه مي تواند صبر، استقامت و توان انسان را در قبال اين ظلم و ستم ها افزايش دهد، توجه به سيره ائمه معصومين (صلوات الله عليهم اجمعين)، تاريخ و درس هاي آن است و اين که ظلم و ستم، هر چند زياد باشد، معصيت خداي بزرگ و عملي زشت و رسواست؛ «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ» و همانا خداوند در کمين ستمکاران است.آن چه مي ماند حق و حقانيت است؛ زمستان مي رود و روسياهي آن به زغال مي ماند و نسبت به آن چه پيش آمده، آيندگان قضاوت خواهند نمود و خداوند بزرگ هم پاداش اعمال خوب پدر شما و ساير دوستان و عزيزاني که در بازداشت به سر مي برند را به نحو احسن خواهد داد.از خداوند متعال رهايي هر چه زودتر پدر ارجمندتان و ساير همفکران و دوستان را خواستارم.&lt;/A&gt;»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اضافات:&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- قرار بود این پست در مورد علامه حسن زاده باشه اما صلاح دیدم این کار رو به تاخیر بندازم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- مطالبی که عنوان شد استناد به موضع گیری های آیت الله صانعی(به پیوست سند مربوطه) و سایر شخصیتها همچون امام(ره) و رسانه های رسمی کشور بود و من تنها این مطالب و اخبار رو در کنار هم چیدم، پس لطفا بر ما خرده نگیرید که ما بی تقصیریم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- طولانی شد اما مهم نیست که همه این مطلب رو مطالعه کنند. نخواستم مطلب وارفته ای بزنم گرچه خیلی هم خلاصه اش کردم مخصوصا بعد انتخاباتش را!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- در مورد فتاوای فقهی آیت الله صانعی چیزی ننوشتم چون بحث من سیاسی بود و بحثهای فقهی جای خودش رو داره که فقها البته باید در این باره نظر بدن.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- این سیر تحولات نویسی در پستهای آینده هم ادامه پیدا میکنه در مورد بقیه سیاسیون و شخصیتها و سیر تحولات نویسی بعدی قطعا از این پست جذاب تر خواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- برای دیدن تصاویر اسناد روی این چیزا کلیک کنید!(&lt;A href=&quot;http://img17.imagehosting.gr/out.php/i938460_1.jpg&quot;&gt;&lt;U&gt;+&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://img17.imagehosting.gr/out.php/i938461_2.jpg&quot;&gt;&lt;U&gt;+&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://img17.imagehosting.gr/out.php/i938462_3.jpg&quot;&gt;&lt;U&gt;+&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://img17.imagehosting.gr/out.php/i938480_44.jpg&quot;&gt;&lt;U&gt;+&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://img17.imagehosting.gr/out.php/i938464_5.jpg&quot;&gt;&lt;U&gt;+&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; )&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 17:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ermineh&amp;postid=116</comments>
<dc:creator>ermineh</dc:creator>
<guid>http://ermineh.blogfa.com/post-116.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من این دلق مرقع را بخواهم سوختن روزی!</title>
<link>http://ermineh.blogfa.com/post-115.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حذف شد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.....................................................&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وقتی یه پستی بهم نمیچسبه ترجیح میدم حذفش کنم، آدم نباید با خودش تعارف داشته باشه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یکی از بزرگترین لذات دنیا بوی آتیش تو هوای ابری اما غیر بارونیه. و یکی دیگه هم خوردن شلغم خام و پوست کنده با نمک اضافه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اینجوری دیگه شمام مجبور نیستید خیلی خون خودتونو بابت مزخرفات ما کثیف کنید!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ا&lt;B&gt;ضافات:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- بعد از پست &lt;A href=&quot;http://ermineh.blogfa.com/post-108.aspx&quot;&gt;&lt;U&gt;علامه مظلوم&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; دوستان لطف زیادی داشتند و یکی از دوستان خبر داد که ظاهرا علامه بعد از فوت همسرشون به لحاظ روحی قدری ناخشنودند و بیشتر در منزل پسر و دخترشان ساکن اند و بنابراین درخواستی از من داشتند که پست مفصلی می طلبد و انشالله پست بعدی خواهم نوشت و اگر حقی به گردن کسی دارم دوست دارم تو این کار با من همراهی کنه و در تبلیغ پست آینده بکوشه بعد از اون، پستهایی بیشتر سیاسی خواهم نوشت ولی نه در مورد موضوعات سخیف روز!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- یکی از رفقای ابوی هم همسایه پسر علامه است چند شب پیش اومده بود عیادتم از علامه پرسیدم گفت زیاد میاد منزل پسرشون و هر روز صبح پیاده روی مرتب دارند و ما هم عرض سلام و ادبی خدمت ایشون، می گفت اتفاقا چند روز پیش با پسر فلان سردار سپاه و آقازاده فلان مسئول دفتر رهبری تو کوچه وایساده بودیم که علامه اومد عرض سلامی کردیم اول من خودم رو معرفی کردم و گفتم: «من فلانی هستم»، بعد پسر سردار گفتش که:« من فلانی پسر فلانی هستم» و بعد هم اقازاده بعدی گفت:« من هم فلانی پسر فلانی هستم»؛ علامه هم سکوت کرد و آخر گفت:« آملی هستم، بنده ی حقیر و بی ریشه و بی کس و...»، تازه دوزاریمون افتاد که ای دل غافل!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;- &lt;/B&gt;چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را/ که کس آهوی  وحشی را از این خوش‌تر نمی‌گیرد/ میان گریه می خندم...!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;B&gt;اللَّهُمَّ أَعِزَّهُ وَ أَعْزِزْ بِهِ وَ انْصُرْهُ وَ انْتَصِرْ بِهِ وَ&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;انْصُرْهُ نَصْرا عَزِیزا...&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 11:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ermineh&amp;postid=115</comments>
<dc:creator>ermineh</dc:creator>
<guid>http://ermineh.blogfa.com/post-115.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من و از دور تماشای گلستان کسی!</title>
<link>http://ermineh.blogfa.com/post-114.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;چند روزی هست که شعر وحشی را زمزمه می کنم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیشب هم دوباره ثابت کردی...!، همیشه جای من خالیست، کنج گوهرشاد را می گویم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چند روزی هست که دلتنگی امانم را بریده؛ چند روزی هست که شعر وحشی را زمزمه می کنم!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;  &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 424px; HEIGHT: 292px&quot; height=292 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://hh29960.files.wordpress.com/2009/02/photo-saffat-57.jpg&quot; width=330 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;من و از دور تماشای گلستان کسی / به نسیمی شده خرسند ز بستان کسی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;در نظر نعمت دیدار و به حسرت نگران/ دستها بسته و مهمان شده بر خوان کسی!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;زیر بارسرم این دست بفرساید به/ زآنکه دستی است که دور است ز دامان کسی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;پادشاهان و نکویان دو گروه عجبند/ که نبودند  و نباشند به فرمان کسی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;وحشی از هجر تو جان داد و تو باشی زنده/ زندگی بخش کسی، عمر کسی...جان کسی!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;اضافات:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.atlascorps.org/UserFiles/Image/white_dove.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 Oct 2009 08:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ermineh&amp;postid=114</comments>
<dc:creator>ermineh</dc:creator>
<guid>http://ermineh.blogfa.com/post-114.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اسلحه کشی کروبیست ها از دادگاه هویدا تا نمایشگاه مطبوعات!</title>
<link>http://ermineh.blogfa.com/post-113.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;اپیزود قبل از آخر – میم مثل ملاهادی!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هادی غفاری (بحث در مورد ایشون مفصله) بعد از انتخابات در یک سخنرانی با حضور مهدی کروبی، رهبر انقلاب را فردی بی تدبیر و بی سواد اعلام کرده و وی را عامل بی حیثیتی روحانیت معرفی میکند. هادی غفاری در این سخنرانی خطاب به رهبری می گوید:&quot; امروز محصول ثمره رهبری جنابعالی بی حیثیت شدن روحانیت است،جناب آقای خامنه ای اشتباه می فرمایی، من به ولایت فقیه اعتقاد دارم بیش از آقای خامنه ای به گواهی تاریخ.جناب آقای کروبی من مسئول صحبت های خودم ، خودم هستم، از همین جا آماده هستم بهر سلولی بروم، من بدنم با سلول آشناست ، سالهای سال.&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;جناب آقای خامنه ای من بیش از شما به ولایت فقیه اعتقاد دارم، امام به من نگفت که شما ولایت فقیه را نمی شناسی ولی به جنابعالی گفت!&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شیخ هادی غفاری اما در انتهای صحبتش به خاطره ای از شیخ کریم حائری و یک فرد روستایی (بخوانید دهاتی!) اشاره کرده و پاسخ شیخ کریم به فرد روستایی را پاسخ خودش به رفتار رهبری می داند  و صحبتهایش را با همین جواب به خاتمه می رساند:&quot; حاج شیخ کریم حائری جوابی داد که من می خواهم به [آقای]خامنه ای بدهم ،  جناب آقای خامنه ای جواب آ شیخ را به شما عرض می کنم .شیخ گفت :  مفرداتت خوب بود ، مرده شور اون ترکیب ات را ببرد!&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 261px; HEIGHT: 198px&quot; height=198 alt=&quot;شیخ و ملا- خربزه نارس!&quot; hspace=0 src=&quot;http://cache.daylife.com/imageserve/02zI3CKaZHboh/610x.jpg&quot; width=413 align=baseline border=0&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 263px; HEIGHT: 198px&quot; height=227 alt=&quot;ملا و آیت الله- آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟!&quot; hspace=0 src=&quot;http://montazeri.biz/Images/SharedImages/87-6-28.jpg&quot; width=338 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هادی غفاری تنها چند روز بعد از این ماجرا با حضور در درس اخلاق (!!) آیت الله منتظری، به اتاق ملاقات های وی می رود تا دیداری خصوصی با آیت الله داشته باشد!( برای درک بهتر اخلاق سیاسی ملا هادی نیز اپیزود وسط را مورد تفحص قرار دهید!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نکته جالب اینجاست برخی رسانه های منتقد نظام سالهای سال هادی غفاری را به واسطه اعمالی چون شایعه سیلی زدن به بازرگان ، کتک زدن و فحاشی به نمایندگان حامی نهضت آزادی در مجلس ، معمای قتل هویدا و... وی را ملاهادی غفاری خطاب می کردند اما بعد از این ماجرا وی در یک حرکت کاملا حرفه ای توسط همین رسانه ها به مقام آیت اللهی ارتقا یافت!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;اپیزود آخر - نمایشگاه مطبوعات با طعم هفت تیر&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عصر دیروز خبر حضور کروبی به نمایشگاه مطبوعات در خبرگزاری ها و سایتهای خبری منتشر می شود :&quot; پس از ورود غیر منتظره کروبی به نمایشگاه عده ای با در دست داشتن بادکنکهای سبز به سر دادن شعار می پردازند که واکنش عده ای دیگری از مخالفان وی را به همراه دارد.همراهان کروبی که در حدود 50 نفر بوده و شعارهایی نظیر مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر روسیه، یا حسین میرحسین سر می دهند که این مساله باعث حضور تعداد زیادی از مردم در اطراف آنها می شود!از سوی دیگر جمعی از مخالفان کروبی با حلقه زدن دور وی با سردادن شعارهایی چون مرگ بر منافق، منافق برو بیرون و مرگ بر ضد ولایت فقیه به استقبال وی می روند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 274px; HEIGHT: 170px&quot; height=333 alt=&quot;نوه ی بهادرخان&quot; hspace=0 src=&quot;http://rajanews.com/Files_Upload/5356.jpg&quot; width=326 align=baseline border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 257px; HEIGHT: 171px&quot; height=333 alt=&quot;جون داداش میزنما!&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.rajanews.com/Files_Upload/5359.jpg&quot; width=257 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 274px; HEIGHT: 159px&quot; height=148 alt=&quot;اون یکی نوه بهادرخان&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.rajanews.com/Files_Upload/5360.jpg&quot; width=310 align=baseline border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 261px; HEIGHT: 159px&quot; height=124 alt=&quot;آآآآآآییییی نفس کش!&quot; hspace=0 src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8808/ImageReports/8808010927/2_8808010927_L600.jpg&quot; width=342 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تا اینجای کار مشکلی نیست و یک برخورد کاملا قابل پیش بینی رخ داده است اما ماجرا به اینجا ختم نمی شود. بعد از جمع شدن جمعیت و افزایش تنشها و هجوم مردم محافظان آقای کروبی با درآوردن اسلحه کمری و شلیک هوایی و استفاده از شوکرهای برقی مجهز به گاز اشک آور سعی در متفرق کردن مردم و به در بردن شیخ از مهلکه می کنند که این اقدام باعث تحریک بیشتر مخالفین و پرتاب لنگ کفش و برداشتن عمامه شیخ می شود! &lt;FONT color=#0000ff&gt;و تنها در چند دقیقه هم نمایشگاه مطبوعات برای اولین بار طعم هفت تیر کشی را در خود تجربه می کند و هم شیخ مهدی کروبی برای اولین بار طعم لنگ کفش را بر خود!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;اپیزود وسط – تاریخچه اولین لنگ کفش سیاسی در ایران&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در سال 62 و چند ماه مانده به انتخابات نهضت آزادی، خواهان آزادی انتخابات شده و پیشاپیش از احتمال ابطال و مردود بودن آن سخن می گوید. قرار بر این می شود که سمیناری با عنوان &quot;سمینار تأمین آزادی انتخابات&quot; در دفتر نهضت برگزار شود. حرف و حدیث ها در خصوص غیرقانونی بودن این سمینار بالا می گیرد، هاشمی رفسنجانی چندی بعد در گردهمایی سفرا و کارداران جمهوری اسلامی تصریح می کند: «نام این سمینار هم مفهوم مخالفت دارد؛ یعنی آزادی نیست و ما می خواهیم آن را تأمین کنیم.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بهرحال مراسم چون مجوز قانونی ندارد لغو می شود جمعه همان هفته و در روز برگزاری برنامه، روزی که ابراهیم یزدی، صباغیان و توسلی سخنرانان اصلی سمینار در ساختمان نهضت حضور می یابند تا به قول خودشان مردم را از لغو شدن برنامه مطلع کنند. پلاکاردی از دیوار نهضت آویزان می شود که بر روی آن نوشته شده است:« با کمال تأسف به علت عدم موافقت وزارت کشور سمینار تأمین آزادی انتخابات برگزار نمی شود. نهضت آزادی ایران»جمعیتی در مخالفت با نهضت آزادی گرداگرد ساختمان نهضت حلقه می زنند و در نهایت هجوم به ساختمان کلید می خورد. سخنرانان برنامه ملغی، مضروب می شوند و برخی اسناد و مدارک و پرونده های نهضت از پنجره ها سرازیر خیابان می شود.ماجرا البته به همین جا هم ختم نمی شود. صباغیان که برای تشریح واقعه به عنوان سخنران پیش از دستور پشت تریبون مجلس قرار گرفته مورد هجمه برخی نمایندگان قرار می گیرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;صباغیان درگیری ها را این گونه تشریح می کند: «مشت محکمی از طرف آقای اسدی نیا به گردنم خورد و بقیه نمایندگان نامبرده روی سرم ریختند و مشت و لگد بود که نثارم می شد... دیدم آقای معین‌فر بر روی زمین افتاده بود؛ صورتش ورم کرده و آثار ضرب زیادی در پای چشمش دیده می شد و &lt;FONT color=#0000ff&gt;آقای هادی غفاری فحش های بسیار رکیک و زننده و ناموسی نثار ما می کرد.&lt;/FONT&gt; بالاخره با دخالت آقایان انصاری راد، احمد ناطق نوری، زائری، عزت الله سحابی از حمله نمایندگان که عبارت از آقایان اسدی نیا، عابدین زاده، هادی غفاری، الله بهداشتی، عزت الله دهقان و... بود، جلوگیری نموده و آقای معین‌فر و مرا از مجلس بیرون بردند. در همین موقع که &lt;FONT color=#0000ff&gt;از سالن مجلس خارج می شدیم، کسی از پشت سر با کف دست محکم به سرم کوبید؛ برگشتم دیدم آقای هادی غفاری است...»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معین‌فر داستان حملات هادی غفاری را این گونه واگویه می کند: «حضار جلسه ملاحظه کردند که حدود 10 نفر از نمایندگان محترم بر سر آقای صباغیان ریختند و با ضربات مشت و لگد ما را مضروب و مصدوم کردند. &lt;FONT color=#0000ff&gt;خصوصاً حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای هادی غفاری با خارج ساختن کفش از پای خود و کوفتن های مرتب بر سر و صورت و بدن اینجانب گوی سبقت را از دیگران ربودند. ایشان همچنین فحش های عرضی و ناموسی زن، مادر و خواهر نثار من کردند که مستوجب حد است.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; و این داستان البته در شعر مرحوم فخر الدین حجازی هم آمده است: «معین‌فر مقاوم چو پیلان مست/ به این سوی و آن سوی می برد دست/ که ناگاه غفاری خشمگین/ برآورد دستانش از آستین/ بزد مشت بر کله چاق تن/ که خون از سرش گشت فواره زن»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;اپیزود بعد از اول – معمای یک قتل و پرتقال فروشی که پیدا نشد!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پیرامون قتل هویدا حرف و حدیث های زیادی وجود دارد. عباس میلانی در فصل آخر کتاب خود( معمای هویدا) هادی غفاری را عامل قتل هویدا معرفی می کند و ماجرا را اینگونه شرح می دهد:&quot; امیر عباس هویدا مانند دیگر مسئولان رژیم پیشین اعدام نشد بلکه یکی از کسانی که از پشت سرش می‌آمد، دو تیر به گردن او زد که حجت الاسلام هادی غفاری بود. هویدا را از طریق یک راهرو به سوی حیاط زندان هدایت می‌کردند. در عکس‌هایی که از لحظات آخر زندگی هویدا در دست است حجت الاسلام هادی غفاری در فاصله کمی از او دیده می‌شود. هادی غفاری که در طول دادگاه در کنار هویدا نشسته بود و خیره نگاهش می‌کرد، همراه خلخالی و گروه کوچکی از پاسداران و روحانیون پشت سر هویدا گام می‌زد. به محض آنکه پای هویدا به حیاط رسید، هادی غفاری از پشت سرش آمد هفت‌تیری به دست گرفت و گلوی هویدا را نشانه رفت و دو تیر خالی کرد. هویدا به زمین افتاد. خون از رگ گردنش فواره می‌زد. هادی غفاری می‌خواست او را به مرگی تدریجی و پر عذاب بکشد. هویدا که می‌دانست زخمی مهلک برداشته، از شخصی به نام کریمی در صف همراهان خلخالی خواست که جانش را بستاند. کریمی هم ظاهراً از سر لطف تیر خلاص را به جمجمه هویدا زد.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 268px; HEIGHT: 160px&quot; height=131 alt=&quot;هویدا- آخرین عکس&quot; hspace=0 src=&quot;http://sharemychart.com/farzadim/charts/-VMcCFgGwRZ.jpg&quot; width=288 align=baseline border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 269px; HEIGHT: 159px&quot; height=291 alt=&quot;هویدا و هادی غفاری در دادگاه!&quot; hspace=0 src=&quot;http://i41.tinypic.com/2vdf985.jpg&quot; width=269 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                          &lt;IMG height=297 alt=&quot;بهادرخان و زندگی به شرط خنده!&quot; hspace=0 src=&quot;http://i17.tinypic.com/4l71pub.jpg&quot; width=141 align=baseline border=0&gt;&lt;IMG height=297 alt=&quot;عجب چیزیه لامصب!&quot; hspace=0 src=&quot;http://aycu17.webshots.com/image/42656/2004770214666131220_rs.jpg&quot; width=238 align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در مورد چگونگی اعدام امیر عباس هویدا، ابراهیم یزدی در نواری که روی شبکه اینترنت پخش شده‌ است می‌گوید که هویدا پیش از صدور حکم اعدام به قتل رسیده بود. ابراهیم یزدی البته بنا به دلایلی(!) نام روحانی شلیک کننده را نمی برد اما ماجرا را اینگونه شرح می دهد: «زمانی که محاکمه مرحوم هویدا در زندان قصر شروع شد و می‌خواست بگوید در دوران ۱۴ ساله زمامداری نخست وزیری شاه چه اتفاقاتی افتاد و خاطرات خود را بیان کند، پس از این که جلسه دادگاه تنفس داده می‌شود وهویدا به راهرو می‌آید، یکی از آقایان روحانی که آنجا بوده و من مایل نیستم اسم ببرم (!)، در راهرو با هفت تیر کمری خود هویدا را می‌کشد و زمانی به خلخالی خبر می‌دهند که کار از کار گذشته بوده‌ است. هویدا را می‌برند روی صندلی می‌نشانند و عکس می‌گیرند و حکم اعدامش را قرائت می‌کنند و سپس او را اعدام می‌کنند. ولی در واقع او را قبل از اعدام کشته بودند.» &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هادی غفاری البته بعدها بدون هیچ توضیحی تنها کسانی را که وی را عامل قتل هویدا معرفی کردند عده ای کاسبکار می خواند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;اپیزود اول – سخن آخر&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; امام خمینی(ره) در سوم اسفند سال 67 در نامه ای که به منشور روحانیت مشهور می شود وصف حال برخی روحانیون را اینگونه تقریر می کند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&quot; آنقدر كه اسلام از اين مقدسين روحانى نما ضربه خورده است، از هيچ قشر ديگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلوميت و غربت اميرالمؤمنين- عليه السلام- كه در تاريخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقه‏ها را بيش از اين تلخ نكنم. ولى طلاب جوان بايد بدانند كه پرونده تفكر اين گروه همچنان باز است و شيوه مقدس مآبى و دين فروشى عوض شده است. شكست خوردگان ديروز، سياست بازان امروز شده‏اند. آنها كه به خود اجازه ورود در امور سياست را نمى‏دادند، پشتيبان كسانى شدند كه تا براندازى نظام و كودتا جلو رفته بودند. غائله قم و تبريز با هماهنگى چپيها و سلطنت طلبان و تجزيه طلبان كردستان تنها يك نمونه است كه مى‏توانيم ابراز كنيم كه در آن حادثه ناكام شدند ولى دست برنداشتند و از كودتاى نوژه سر در آوردند، باز خدا رسوايشان‏ ساخت.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اضافات:&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- قصد نداشتم زیاده در مورد موضوعات سیاسی روز بنویسم، بعد از ماجرای اهانت هادی غفاری به رهبری خواستم در مورد شخصیت هادی غفاری پستی بنویسم که البته حرف هم برای گفتن کم نبود اما خب بدلایلی این کار رو نکردم، دیروز اما بعد از شنیدن ماجرای اسلحه کشی و تیراندازی هوایی محافظان کروبی در نمایشگاه مطبوعات و استفاده از شوکرهای برقی و.... اونم بعد از اینکه به کروبی تذکر داده شده بود که حضورش ممکنه باعث تشنج بشه دیگه سکوت رو جایز ندونستم! واقعا این حرکته؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- هفته پیش همین لنگ کفش توسط دوستان سبز به سمت صفار پرتاب شد و امروز همین کفش به سمت کروبی من نه این حرکت رو تایید میکنم و نه اون اما نکته ای که هست و چندان هم غامض نیست اینکه در ماجرای پرتاب لنگ کفش به سمت صفار کسی قبلش برای مخالفین اسلحه نکشیده بود!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- خیلی سعی میکردم سیاسی ننویسم ولی نشد! اگه هیچی نگیم مدعی ترین آدمها مجرم ترین آدمها خواهند شد! مگه اینجا تگزاسه آخه ؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- حسب الامر این پست رو قفل نمی زنیم تا بعضی منتقدین بیان بگن: &quot;اگر دین ندارید آزاده باشید!!&quot;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 07:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ermineh&amp;postid=113</comments>
<dc:creator>ermineh</dc:creator>
<guid>http://ermineh.blogfa.com/post-113.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقطه سر خط</title>
<link>http://ermineh.blogfa.com/post-112.aspx</link>
<description>. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اضافات:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;..&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2009 07:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ermineh&amp;postid=112</comments>
<dc:creator>ermineh</dc:creator>
<guid>http://ermineh.blogfa.com/post-112.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اسپوتنیک و مسابقه موشکی</title>
<link>http://ermineh.blogfa.com/post-111.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;بریتا بجورنلند در &lt;A href=&quot;http://www.qoqnoos.ir/showbook.asp?id=1394&quot; target=_blank&gt;کتابش&lt;/A&gt; با عنوان &quot;جنگ سرد&quot; ماجرای پرتاب اسپوتنیک(اولین ماهواره جهان) توسط اتحاد جماهیر شوروی در زمان رهبری خروشچف و رقابت هسته ای دو ابر قدرت جهان در دوران جنگ سرد را به طور مختصر توضیح میدهد:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;((... پرتاب اسپوتنیک برای آمریکا یک شوک شدید بود. ناگهان فناوری شوروی در عرصه ای که برتری آمریکا مسلم فرض می شد پیشی گرفته بود.اسپوتنیک وزن و اعتبار علم در آمریکا را زیر سوال برد و نوعی احساس سردرگمی ملی به وجود آورد. آیزنهاور در سال 1958،  سازمان ملی هوا و فضانوردی (ناسا ) را برپا کرد و این سازمان به سرعت شروع به کار بر روی گزینه های پرواز سفینه فضایی سرنشین دار کرد، با این هدف که پیش از شوروی ها انسانی را به فضا بفرستد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جنبه های نظامی اسپوتنیک حتی هشدار دهنده تر بود. این پیشرفت تنها چند ماه پس از آن رخ داده بود که شوروی ها اعلام کرده بودند که نخستین موشک بالستیک قاره پیمای جهان را آزمایش کرده اند.اینک اسپوتنیک توانایی پرتاب این موشک ها را دور از خاک شوروی به آن ها می داد. این موشک ها با حمل کلاهک هسته ای، می توانستند به راحتی به هدف های آمریکایی برسند. آمریکایی ها نه تنها در توسعه ی فناوری موشکی عقب بودند، بلکه در برابر حمله ی هسته ای نیز آسیب پذیر بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اسپوتنیک نه تنها آغازگر مسابقه فضایی بود بلکه به مسابقه تسلیحات هسته ای بین دو کشور شتاب می بخشید. مسابقه تسلیحاتی در دهه ی 1950 به سطوح جدید دهشتناکی رسید، چرا که دو طرف به گسترش بمب های هیدروژنی یا گرما هسته ای پرداختند. قدرت بمب های جدید هیدروژنی بی سابقه و صدها بار نیرومندتر از بمب های اتمی ای بود که به روی ژاپن افتاده بود. هر دو کشور تسلیحات هسته ای را توسعه دادند و با ادامه ی جنگ سرد، هر دو کشور در تلاش برای پیشی گرفتن از دیگری تعداد فزاینده ای از این سلاح ها را ذخیره کردند. در حالی که ایالات متحده در 1950 تنها 298 بمب هسته ای داشت، در 1955 تعداد سلاح های هسته ای اش به 2422 فقره رسید. این تعداد تا 1962 به 27100 افزایش می یافت.... ناتان توینینگ، ژنرال  نیروی هوایی، به آیزنهاور گفت:&quot; هر کس می داند که ما هم اکنون دارای یک ذخیره[هسته ای] هستیم که برای از میان برداشتن کامل اتحاد شوروی کافی است.&quot; با وجود این، این فکر که ایالات متحده دارد در مسابقه موشکی بازنده می شود سبب جنجالی بزرگ در آمریکا شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آیزنهاور علی رغم تشخیص خود تسلیم فشارها شد و دستور شتاب بخشیدن به برنامه هسته ای ایالات متحده را صادر کرد. او در سال 1958 در بودجه ی سال 1959 بازنگری کرد تا بیش از نیمی از امکانات مالی فدرال، یا بیش از چهل میلیارد دلار، را به هزینه های دفاعی اختصاص دهد. نتایج چشمگیر بود. تا سال 1960، ایالات متحده از برتری قاطع در مسابقه موشکی هم به لحاظ تعداد و هم به لحاظ دقت برخوردار شد. افزون بر آن، فن آوری ایالات متحده ناوگانی از زیر دریایی هایی را تولید کرد که می توانستند موشک پرتاب کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خروشچف نیز به سهم خود از آغاز زمامداری اش نگران برتری نظامی و فنی آمریکا بود. از این رو، پس از آن که شوروی ها نخستین بمب هیدروژنی خود را در سال 1953 آزمایش کردند، خروشچف از توسعه بیشتر فن آوری پشتیبانی کرد. اما او هنوز جهانی صلح آمیز تر را در نظر داشت. او بعدها گفت:&quot; هرگز امکان ندارد که ما بتوانیم از این سلاح ها[ی هسته ای] استفاده کنیم، اما در عین حال باید آماده باشیم. شناخت ما پاسخی کافی به خودپسندی امریالیستها نیست&quot;...))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;اضافات:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- &lt;A href=&quot;http://www.qoqnoos.ir/showbook.asp?id=1394&quot;&gt;این کتاب&lt;/A&gt; رو مهدی حقیقت خواه ترجمه و انتشارات ققنوس در قالب مجموعه تاریخ جهان خودش منتشر کرده.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- کلا تو &lt;A href=&quot;http://www.qoqnoos.ir/listbook.asp?ctg=18&quot;&gt;مجموعه تاریخ جهان&lt;/A&gt; انتشارات ققنوس کتابهای خوبی پیدا میشه که هم مختصره(هر جلد از 150 صفحه تجاوز نمی کنه) و هم مفیده (چون خوب تالیف شده) و هم بصورت موضوع بندیه که میتونید برید خودتون ببینید!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-  یه لیست دیگه از کتابهاش رو نوشتم باس بخریم و بریم تو کارش! بعدها قطعا گزیده های دیگه ای رو اینجا میذارم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- تو همین کتاب ماجرای هراس سرخش هم خوندن داره البته قابل توجه مدعیان سلب آزادی!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-  بادبادک باز هم دیشب خواب رو ازم گرفت!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- باز بگید ما اینجا پست مفید نمیزنیم، پس اینا چیه؟ اگه اینا سراسر پیام نیست پس چیه؟!! در نتیجه بعله مام بلدیم قلمبه سلمبه گویی کنیم همونجوری که بلدیم مغلق گویی کنیم و همونجوری که بلدیم با خودمون فکر کنیم که همه دنیا این پستهای قلمبه سلمبه گویانه مون رو میخونن! و در نتیجه بلدیم تو خیالات خودمون از این همه قدرت قلمبه سلمبه گویی به خودمون ببالیم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- بعضیا خیلی چیزارو زیادی جدی میگیرن! به جان خودم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- خِلاص!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;الحمدلله الذی هدانا لهذا...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 10:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ermineh&amp;postid=111</comments>
<dc:creator>ermineh</dc:creator>
<guid>http://ermineh.blogfa.com/post-111.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اینجوریاس!</title>
<link>http://ermineh.blogfa.com/post-110.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گوگل رو که باز میکنی و حرف &quot;سین&quot; رو میذاری تو کادر، یه کشو زیر کادر باز میشه که محتوی بیشترین عباراتیه که با حرف &quot;سین&quot;  سرچ شده، نتیجه هم البته قابل تامله!بعد مشتاق میشی که ببینی اگه حرف &quot;s&quot; رو هم تایپ کنی  نتیجه مشابهی به دست میاد، یعنی تو دنیام وضع به همین منواله؟ مثلا گزینه اول &quot;s.e.x&quot; باشه دومی مرتبط با اولی باشه و سومی نامرتبط با اولی نباشه و الخ.... اما خب بازم نتیجه قابل تامله!( تصاویر زیر در ابعاد واقعی! &lt;A href=&quot;http://ermineh.persiangig.com/a.bmp&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://ermineh.persiangig.com/c.bmp&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt; )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;TABLE style=&quot;WIDTH: 524px; HEIGHT: 31px&quot; cellSpacing=1 cellPadding=2 width=524 border=2&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 257px; HEIGHT: 176px&quot; height=378 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://ermineh.persiangig.com/a.bmp&quot; width=566 align=baseline border=0&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 271px; HEIGHT: 182px&quot; height=319 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://ermineh.persiangig.com/c.bmp&quot; width=251 align=baseline border=0&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعد یکی یکی حروف رو تو کادر قرار میدی... حرف &quot;دال&quot; هم درخور توجهه! اما خب عبارت &quot;آد&quot; هم دیدن داره آدم میمیره از این همه تعادل! ( تصاویر زیر با ابعاد واقعی &lt;A href=&quot;http://ermineh.persiangig.com/b.bmp&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://ermineh.persiangig.com/d.bmp&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt; )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;TABLE style=&quot;WIDTH: 546px; HEIGHT: 205px&quot; cellSpacing=1 cellPadding=2 width=546 border=2&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 239px; HEIGHT: 184px&quot; height=117 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://ermineh.persiangig.com/b.bmp&quot; width=125 align=baseline border=0&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 245px; HEIGHT: 181px&quot; height=30 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://ermineh.persiangig.com/d.bmp&quot; width=175 align=baseline border=0&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حرف &quot;کاف&quot; و&quot; چ&quot; و&quot;پ&quot; رو هم البته خودتون میتونید امتحان کنید! به قول فرهاد جعفری تو کافه پیانو نظام اخلاقی جامعه ما اجازه نمیده بیشتر از این وارد جزئیاتش بشیم! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;اضافات:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- &quot;ما ایرانی ها بی جنبه ترین موجودات رو این کره خاکی هستیم&quot; و سعی می کنیم تو اعتقاد به این اصل شکی به دل راه ندیم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- با توجه به اینکه تو سرچ کلمه &quot;s&quot; هیچ نشانی از موارد مشکوک نیست در نتیجه دوباره سعی می کنیم که تو اعتقاد به اصل بالایی شکی به دل راه ندیم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- اینکه میگم ما ایرانی ها یعنی کسانی که بیشتر از هر چیز اینارو سرچ میکنن غریبه نیستن خود ماهاییم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- با توجه به عباراتی که دور اونها خط کشیدم میشه حداقل به &lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;سه&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;موضوع مهم هم پی برد: اول اینکه حالت روانی خطرناکی که برای ارضاء خودش به دنبال رابطه جنسی با محارمه داره تو کشور شکل می گیره!/ دوم اینکه نشون میده بیشتر کسانی که این چیزها رو سرچ میکنن آقایونن چون در غیر این صورت باید مثل نوع مامان و خواهرش نوع برادر و باباش هم رویت می شد! و البته خانمها هم باید سعی کنند بطور طبیعی از این اتفاق خیلی ذوق نکنند!/ و سوم اینکه برید خدارو شکر کنید که تا حالا زنده موندیم و خدا از غیب یه سونامی نفرستاده تا هممون رو با اشتها ببلعه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- دقت کردید پستها کوتاهتر شده؟ تشکر لازم نیست، تازه خبر ندارید از اونجایی که مخاطبین ما اصولا وقتی کتاب هم گیرشون میاد فقط عکساش رو نیگا میکنن از این به بعد اگه امکانش بود عکس هم میزنیم تنگ مطالبمون! برید حالشو ببرید! بازم تشکر لازم نیست!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- بچه حزب الهی ها هم ظاهرا بدجوری تو حالت خلسه بعد از انتخابات گیر کردن! بخوانید مطلب محمد مسیح را &lt;A href=&quot;http://masih.ruhollah.org/1388/07/15/soft-war/&quot;&gt;(+)&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- پدرانم همه سرگشته ی حیرت بودند/ من اگر راه به جایی ببرم ناخلفم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;الحمدلله الذی هدانا لهذا...&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 08:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ermineh&amp;postid=110</comments>
<dc:creator>ermineh</dc:creator>
<guid>http://ermineh.blogfa.com/post-110.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فکیف اصبر علی فراقک؟</title>
<link>http://ermineh.blogfa.com/post-109.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وقتی روز برفی زمین نخورده باشی، وقتی بعد از این همه سال صاعقه نصفت نکرده باشد، وقتی زیر آفتاب ۴۵ درجه مثل مار پوست نینداخته باشی، وقتی محض قربة الی الله 5 کیلو خاک نخورده باشی، وقتی... هیچ!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و چه فرق گشادیست(!) بین کافر نبودن و مسلمان بودن... بین عاقل نبودن و عاشق بودن!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دیشب دوباره گوسفندها را از اول می شمردم، ۱۰۶۳تا؛ نه شایدم ۶۴تا!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به یاد شبهایی که با نوشین لبان بحث سرّ عشق و ذکر حلقه ی عشاقمان بود! یادت که هست؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دیشب دوباره گوسفندها را می شمردم، ۱۰۶۳ تا، شایدم ۶۴ تا...نمیدانم، امشب باید دوباره از اول بشمارمشان! به یاد همان شبها...!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;............&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما وقتی خدا هست... چه باک که من نیستم... چه باک که تو نباشی؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و گاهی عقل عقال می شود... که جذابترین مرحله عشق همین است!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و کار دل و غمزه...!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                                                                                      اما نه؛ وقتی خدا هست!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اضافات:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- نگران من نباش؛ تو بار گناه خودت را به دوش می کشی!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- راستی امروز تولدم  هم بود!( این را بگذار به حساب اینکه امشب گفتمت! به یاد همان شبها!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;- فکیف اصبر علی فراقک؟!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 05:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ermineh&amp;postid=109</comments>
<dc:creator>ermineh</dc:creator>
<guid>http://ermineh.blogfa.com/post-109.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علامه ی مظلوم!</title>
<link>http://ermineh.blogfa.com/post-108.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;برخی ذوالفنونش خوانند، برخی نجم الدینش و برخی هم استاد اکبرش هر چه هست پر بیراه به این صفاتش نخوانند از تفسیر و حدیث و درایه و فقه و اصول گرفته تا فلسفه و کلام و عرفان و هیئت و نجوم ریاضیات و طب و ادبیات!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علامه است و شاگرد علامه، ذوالفنون است و شاگرد ذوالفنون؛ شعرانی را میگویم، علامه شعرانی، ریاضیات و نجوم فلسفه و ... را نزد علامه شعرانی خواند می گفت هیچ یک از اساتیدم به اندازه ایشان تبحر در علوم ندارد، راست می گفت استادش هم مثل خودش ذوالفنون بود همه آنهایی که گفتیم به علاوه تسلط بر زبانهای فرانسه و انگلیسی و ترکی، زبان عبری را هم نزد یک ملای یهودی آموخته بود. علم موسیقی هم میدانست....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خاطراتی هم از استادش دارد :&quot; زمستان بود برف سنگین آمده بود مردد بودم که به کلاس بروم یا نروم، اگر نمی رفتم دلیل بر تنبلی بود، بهرحال تصمیم گرفتم بروم. تا در خانه ایشان در سه راه سیروس رفتم. خواستم در بزنم اما خجالت کشیدم مدتی ایستادم که کسی بیرون بیاید اما نیامد، دیدم وقت درس دارد می گذرد بهر حال در زدم.... وارد شدم، سلام کردم و به محض نشستن عذرخواهی کردم، گفتم: آقا در این برف مزاحم شدم میخواستم نیایم.گفتند: چرا؟ گفتم: در این برف نمی خواستم مزاحم شوم، گفتند: مگر از مدرسه مروی تا اینجا می آمدید گداها سر راه ننشسته بودند؟ گفتم: چرا گفتند: آنها که تعطیل نکردند ما چرا تعطیل کنیم؟!&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 17 سال هم شاگردی علامه طباطبائی را کرد و با اینکه علامه طباطبائی حق استادی بر گردنش داشت با این  حال شاگردش را اینگونه توصیف می کند :&quot; حسن زاده (آملی) را کسی نشناخت جز امام زمان(عج)&quot;. و در جای دیگر گفت:&quot; راهی را که حسن زاده در پیش دارد خاک آن توتیای چشم طباطبائی&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یک بار هم جوانک دانشجویی که در اتوبوس کنار دستش نشسته بود در مذمت روحانیون و علومی که روحانیون به دنبال آنند و فسیل شدن این علوم سخنها رانده بود و در انتها معادله ای نوشته و به دست استاد داده بود، علامه هم بدون کمترین واکنشی با کمال خونسردی معادله را حل کرده بود و معادله دیگری را در ذیل همان معادله برای جوانک نوشته و اسم خودش را هم در پایین برگه درج کرده بود، بیچاره جوانک هر چه تلاش کرده بود نتوانسته بود مسئله را حل کند ، وقتی به استادش مراجعه کرده بود و ماجرا را تعریف کرده بود و برگه را به دست استادش داده بود جوابی نگرفته بود جز لبخند استاد!... استاد مربوطه همان اول که اسم حسن زاده آملی را در پای برگه دیده بود تا آخرش را خوانده بود و بعد به جوانک گفته بود:&quot; بین این همه روحانی رفته ای سراغ همان یکی که ما خودمان هر وقت در مسئله ای می مانیم به ایشان مراجعه می کنیم!&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عارف کامل است آنان که خوب میشناسندش تایید می کنند که در عرفان به چه مرتبه است.&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علامه است، بی تکلف، بی غرور، اینقدر اسیر علم است که خودش را درگیر بحثهای سخیف نمی کند. در دوران دفاع مقدس بین رزمنده ها حاضر می شد. ارادت عجیبی هم به رهبری دارد تا جایی که مولا خطابش می کند، یک بار هم که رهبری به دیدارشان می رود و برخورد ایشان را می بیند ناراحت می شود و میگوید آقای حسن زاده این کار را نکنید که جواب می شنود:&quot; اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی کردم!&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یک بار هم به مناسبت برگزاری کنگره بین المللی حضرت زهرا(س) صحیفه نور خود را تقدیم رهبری می کند و در نامه ای به رهبر انقلاب این چنین می نویسد:&quot; &lt;FONT color=#0000ff&gt;این صحیفه نور موسوم به « فص حکمة فی کلمة فاطمیة» به مناسبت تاسیس نخستین کنگره تجلیل و تکریم از عصمة الله الکبری و ثمرة شجرة الیقین و احسن و منازل القرآن و بقیة النبوة و مشکوة الولایة و الامامة حضرت فاطمه بنت خاتم الانیباء محمد مصطفی صلی الله علیه و آله که به فرمان همایون و خجسته رهبر عظیم الشان کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران جناب آیت الله معظم خامنه ای کبیر- متع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف- در ساری مازندران ایران برگزار می شود. با سلام و تحیت خالصانه و ارائه ارادت بی پیرایه و درود نوید جاوید، به حضور آن قائد ولی وفی و رائد سائس حفی، مصداق بارز «نرفع درجات من نشاء» تقدیم می گردد، و عرض می شود« یا ایها العزیز جئنا ببضاعة مزجاة». دادار عالم و آدم، همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد. ( المتمسک بذیل الولایة : حسن حسن زاده آملی 14/6/1376)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در بین خواص جامعه و اهل علم کاملا شناخته شده است اما در بین عامه مردم کمتر کسی او را می شناسد حتی اگر در خیابان ببینندش قطعا نخواهند دانست که او حسن زاده آملی است، این اواخر هم اگر تلاشهای شاگردش صمدی آملی در شناساندن ایشان نبود که همین تعداد هم شاید او را نمی شناختند. در ریاضیات و ادبیات و نجوم و علوم طبیعی به غایت قویست، شاید برای کسانی که روحانیون را فقط در فقه و اصول و این چیزها شناخته اند قدری سخت باشد که تصور کنند روحانی وجود دارد که از زیج های نجومی گرفته تا قطاع های هندسی وآناتومی بدن انسان چیزها می داند و کتابها نگاشته است و متخصصین و علمای علوم مربوطه از دیدار با او مباهات می کنند. جامع العلوم می دانی یعنی چه؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از عرفانش هم هیچ نگفتم. بماند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حسن طبری آملی معروف به حسن حسن زاده آملی، فرزند عبدالله متولد 1307 روستای ایرای لاریجان آمل.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اضافات:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- می گفت علامه جعفری به دعوت یکی از فلاسفه غربی به دیدار این فیلسوف رفت و وقتی از فرودگاه خارج شد تاکسی گرفت و به خانه فیلسوف مربوطه رفت اما راننده تاکسی از او مبلغی بابت کرایه نگرفت و گفت ما از مهمون دانشمند شهرمون پول نمی گیریم علامه از این برخورد خوشش اومد به فیلسوف مربوطه گفت تو هم امدی ایران بگو با محمد تقی جعفری کار دارم... بعد از مدتها یک روز زنگ در خانه علامه جعفری به صدا درومد و پشت در کسی نبود جز همون فیلسوف غربی! وقتی علامه ازش پرسید که راحت اینجا رو پیدا کردی پاسخ فیلسوف مربوطه شنیدنی بود:&quot; چه راحت پیدا کردنی سه شبه دارم تو سفارت می خوابم به هرکس میگم محمد تقی جعفری میگه محمد تقی جعفری دیگه کیه؟!!&quot; راست و دروغش پای راوی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- &lt;A href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%A2%D9%85%D9%84%DB%8C&quot;&gt;علامه در ویکی پدیا&lt;/A&gt; / &lt;A href=&quot;http://www.noormags.com/View/Magazine/GetImage.aspx?PageId=174596&quot;&gt;تصویر یک مطلب قدیمی در مورد علامه&lt;/A&gt; &lt;A href=&quot;http://mshohada.ir/pics/large/img1584.jpg&quot;&gt;/ یک عکس قدیمی از علامه حسن زاده به همراه علامه جوادی آملی در کنار آیت الله میرزا هاشم آملی&lt;/A&gt; / &lt;A href=&quot;http://mshohada.ir/pics/large/img611.jpg&quot;&gt;علامه در کتابخانه معروفش&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;- &lt;/B&gt;گاهی اینقدر این پای صاب مرده تو گچ میخاره که دوست دارم پایه های فلزی مبل رو گاز بزنم. اما پایه های چوبی بهترن چون آدم نتیجه تلاشش رو می بینه! این پارکت های کف خونه هم بد نیست اما به دندون نمیاد! دیروز تا شب برای فراموش کردن این مصیبت فیفا زدم! 28 تا بازی 10 دقیقه ای پشت سر هم! با صدای بلند و رجز خونی اضافه! دایی کوچیکه هم امروز صبح رفت!...همین!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- دیروز شد یک ماه! یک ماه دیگه مونده هنوز! به قول بچه ها یک یا حسین دیگر! چند روز دیگه هم تولدمونه گفتم شاید بخواید تبریک مبریک بگید... از شمام که قربونش دادن هدیه بعیده!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;- &lt;STRONG&gt;اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مَوْلاىَ سَلامَ مُخْلِصٍ لَكَ فِى الْوَِلایَةِ ...&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 01 Oct 2009 11:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ermineh&amp;postid=108</comments>
<dc:creator>ermineh</dc:creator>
<guid>http://ermineh.blogfa.com/post-108.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مالیات بر ارزش افزوده</title>
<link>http://ermineh.blogfa.com/post-107.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;برداشت عمومی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در حال حاضر در بین روشهای مختلف مالیات گیری مقبول ترین و متداولترین روش مالیات گیری در دنیا روش مالیات بر ارزش افزوده یا به نقلی مالیات بر مصرف است بطوریکه در حال حاضر بیش از 140 کشور دنیا از این روش برای اخذ مالیات استفاده می کنند، اولین بار در سال 1881 این روش توسط شخصی به نام فون زیمنس به دولت آلمان جهت فائق آمدن به مسائل ناشی از جنگ پیشنهاد شد و بعد توسط سایر کشورها مورد استقبال قرار گرفت. فرانسه در سال 1954 این روش مالیات گیری را به اجرا درآورد.در آسیا اولین کشوری که از مالیات بر ارزش افزوده استفاده کرد کشور کره بود که این طرح را در حدود ۳۰ سال پیش به اجرا درآورد. و در حال حاضر اکثر کشورهای جهان بخصوص کشورهای پیشرفته از این روش  جهت اخذ مالیات استفاده می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;پیشینه اجرای طرح در ایران&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اولین بار این طرح در سال 1366 در مجلس تصویب شد اما بخاطر طرح تثبیت قیمتها اجرای این طرح به تعویق افتاد،در سال 70 صندوق بین المللی پول اجرای این روش را به ایران پیشنهاد کرد، در سال 76 و روی کار آمدن دولت آقای خاتمی مطالعات پیرامون این طرح در وزارت اقتصاد کلید خورد و در سال 80 پیش نویس طرح به دولت ارائه شد و دولت لایحه ای را در سال 82 به مجلس ارائه کرد، مجلس هفتم هم در سال 84 این طرح را تصویب و دولت نهم در سال 87 بالاخره این طرح را بعد از 20 سال به اجرا در آورد اما باز هم اجرای این طرح متوقف و به سال 88 موکول شد، با اینکه گفته می شد دولت برای اجرای این طرح 30 میلیارد تومان هزینه و از مشاورین خارجی استفاده کرده بود اما به علت عدم اطلاع رسانی کافی و عدم آموزش به اصناف و اعتراض برخی صنوف به اجرای این طرح از عوامل اصلی توقف این طرح در سال گذشته بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;مزایا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مزایای متعددی توسط اقتصادیون در توجیه اجرای این طرح عنوان میشود اما مهمترین آنها به شرح زیر است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به حداقل رساندن فرار مالیاتی/ افزایش درآمد مالیاتی دولت(در کشورهای پیشرفته بیش از 60 درصد از بودجه عمومی دولت از طریق مالیات گیری است این میزان در تعدادی از کشورهای پیشرفته به 98 درصد هم می رسد اما در ایران در خوش بینانه ترین حالت تنها 30 درصد است!)/ افزایش قابل توجه شفافیت مالی/ کاهش قاچاق کالا/ کاهش وابستگی دولت به در آمدهای نفتی(به عنوان یکی از مشکلات عمده در اقتصاد ایران)/ بهبود وضعیت تجارت خارجی/ بهبود وضعیت تولید ( در قانون تجمیع عوارض فشار زیادی بر تولیدکنندگان است در حالی که هیچ مالیاتی از واسطه ها، فروشندگان و در نهایت از مصرف کنندگان اخذ نمی شود)/ بالا رفتن انگیزه سرمایه گذاری/ کمتر بودن آثار تورمی نسبت به سایر روشهای مالیات گیری/ پایین آمدن هزینه دریافت مالیات بواسطه خود کنترلی مودیان/ عادلانه بودن نسبت به سایر روشها با استناد به این مطلب که هر کس در جامعه بیشتر مصرف کند بیشتر مالیات می پردازد و از طرفی دلالان نیز مجبور به پرداخت مالیاتند/ سیاست های حمایتی و تشویقی، ثبات نسبی، انعطاف پذیری، کنترل حسابرسی و....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;معایب&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عمده مشکلاتی که در اجرای این طرح وجود دارد اولا اجرای این طرح در سطح خرده فروشی است اما مهمترین آنها اثر تورمی اجرای این طرح است. در مورد اثر تورمی اما باید توضیح داد که بر خلاف تصور این طرح چندان اثری در تورم نخواهد داشت و یا این اثر در شرایط انبساط مالی اما آن هم کاملا مقطعی و موقت خواهد بود، مطالعه ای که در مورد 35 کشور انجام شد در 22 کشور(63 درصد)  اجرای طرح یا تاثیری در افزایش قیمت نداشته است و یا این تاثیر بسیار ناچیز بوده است، در 8 مورد (23 درصد) افزایش قیمت مشاهده شد که در این 8 مورد تنها یک مورد افزایش تورم بصورت فزاینده بود اما در 7 مورد دیگر در روند افزایش قیمت هیچ شتابی دیده نشد، بنابر این در 29 کشور(83 درصد) اجرای طرح سبب رشد فزاینده تورم نشد! اما در همین موارد افزایش ناچیز تورم هم علت تنها اجرای طرح مالیات بر ارزش افزوده نبود بلکه دیگر شاخصه های اقتصادی و بخصوص شرایط انبساط مالی در افزایش همان مقدار ناچیز هم موثر بوده است. به عنوان مثال در اندونزی هم قبل از اجرای طرح بسیاری از کارشناسان  و اقتصاددانان معتقد به افزایش چشمگیر تورم بودند اما در عمل مشاهده شد که اجرای طرح تاثیر بسیار ناچیزی بر افزایش قیمتها داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;گذری بر جزئیات اجرایی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در اجرای این طرح البته معافیتهایی برای بعضی از کالاها هم وجود دارد، و از طرفی این نرخ در ایران 3 درصد است یعنی حداقل نرخ ممکن است در حالیکه این نرخ در برخی کشورها به 15 درصد هم می رسد، از طرفی روش اجرای این طرح اینگونه است که در هر مرحله از تولید تا توزیع و فروش به خریدار مالیات اخذ می شود به این شکل که در مرحله آخر خریدار نیز بعد از خرید مالیات اجناس خریداری شده را می پردازد و به این ترتیب درآمد مالیاتی دولت افزایش یافته و از طرفی مالیات کمتری از تولید کننده دریافت و از طرفی از مصرف کنندگان و واسطه ها نیز مالیات اخذ می شود که هم عادلانه تر است، و هم بر خلاف طرح تجمیع عوارض فشار کمتری به تولید کننده وارد می شود و هم دلال ها و واسطه ها و مصرف کنندگان از مالیات دادن گریزی ندارند و ضمنا چون صادرات از این مالیات معاف است از این جهت نیز تقویت کننده تولید است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;نتیجه گیری&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نتیجه اینکه هم نهادهای بین المللی و هم متخصصین داخلی متفق القول بر لزوم اجرای این طرح با توجه به بستر سازی مناسب علی الخصوص آموزش و اطلاع رسانی تاکید دارند و اگر این طرح با موفقیت به اجرا درآید قطعا پس از اصل 44 قانون اساسی، اساسی ترین طرح اصلاح ساختار اقتصادی کشور خواهد بود. اجرای این طرح قطعا ناگزیر است و اگر دولت در انجام این طرح همت کافی را به کار نبندد در سالهای آینده مجبور است که با توسل به ابزار زور این مشکل را مرتفع کند چرا که تا وقتی دولت مجبور به اجرای طرحی نشده است راهی برای انتخاب بین خوب و بد وجود دارد اما در هنگام اجبار انتخاب قطعا بین بد و بدتر خواهد بود اتفاقی که در مورد بنزین به تلخی تجربه کردیم و  علی رغم اینکه همه نهادهای بین المللی و دلسوزان داخلی سالهای اوایل دهه هفتاد به ایران هشدارها و پیشنهادهایی ارائه کردند با بی توجهی دولت و اهمال در تعیین تکلیف وضعیت بنزین سبب شد که هیچ راهی برای تسکین و نه درمان مشکل باقی نماند الا زور! و این ابزار زور چیزی نبود جز طرح سهمیه بندی بنزین و این طرح علی رغم اینکه طرح درستی بود اما طرح خوبی نبود چرا که انتخاب بین خوب و بد نبود بین بد و بدتر بود!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اضافات:&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- باید دعا می کردید جای پام دستم چلاق می شد تا نتونم ایقدر بتایپم حوصلتون سر بیاد اما خدایی تا حالا نشده بود که از تایپیدن کمردرد شم که ایندفه شدم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- هر کس در مورد اوشو عارف هندی اطلاعاتی داره عاجزانه تقاضا می کنیم مارو خبر کنه که یه نفر التماس دعا داره شدید!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- تو همه کشورهایی که مالیات بر ارزش افزوده میخواست اجرا شه اول یه سری مخالفتهایی میشد پس این طبیعیه اما اجرای طرح هم ناگزیر.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- قصد سخت نویسی نداشتم این نوشته هم از سر تکلیف بود. به نظرم بهتره جای موضوعات آلوده سیاسی کم کم روی معضلات متمرکز شیم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- دایی کوچیکه پاشده از مشهد با مادربزرگ گرام اومده عیادتم دیشب تا صبح سه تایی تو یه تیم کاپ زدیم این انگلیس پدر مارو درآورد از بس شکستمون داد ولی اینقدر بازی رو تکرار کردیم تا بالاخره شکستش دادیم و رفتیم فینال!(هورااااااااا) ولی خدایی خیلی هماهنگ شدیم! کار تیمی و این چیزا، خلاصه رقیب می طلبیم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- اسطوخودوس می نوشم پس هستم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;B&gt;الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لا یُهْتَکُ حِجَابُهُ وَ لا یُغْلَقُ بَابُهُ وَ لا&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;یُرَدُّ سَائِلُهُ...&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Sep 2009 11:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ermineh&amp;postid=107</comments>
<dc:creator>ermineh</dc:creator>
<guid>http://ermineh.blogfa.com/post-107.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
