- حافظ اگر سجده تو کرد مکن عیب/ کافر عشق ای صنم گناه ندارد!
- لباس چینی که از خاور دور رسید به دستمان، این روزها اما دنبال لباس مکزیکی می گردم شدیدا!
- سقراط را گفتند از چه زمان حقیقت حکمت در وجود تو اثر کرد؟ در پاسخ گفت از آن زمان که به نفس خود به چشم حقارت نگریستم!
- زمانه داشت ز من کینه کهن در دل/ چو مبتلای توام دید مهربان گردید!
- از بچگی آرزو داشتم یه پسرخاله همسن و سال خودم داشته باشم اما نداشتم! الان اما دوتا دارم یکی 3 سالشه اون یکی هم امسال میره کلاس اول!! فک کن کلاس اول!!
یه روز دوتائیشون اومدن یه شکلات تعارف کردن من قبول نکردم زورکی گذاشتن اینجا رو میزو رفتن؛ 5 دقیقه بعد برگشتن و یواشکی ورش داشتن، مرده بودم از خنده!
- رجب نام نهری است در بهشت که از عسل شیرینتر و از شیر سفیدتر است و هر کس در این ماه روزه دارد، از آن نهر آب می نوشد. به ماه رجب، رحب الأصب، یعنی ماه ریزش رحمت خداوند بر مردم نیز میگویند.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:ماه رجب برای امت من «ماه استغفار» است. رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است. کسی که یک روز از ماه رجب را روزه گیرد، مستوجب خشنودی خداوند گردد، غضب الهی از او دور میگردد و دری از درهای جهنم به روی او بسته میشود.
-
جسم تو کامل
است، ناقص نیست
میدهد عطر
یک بغل گل یاس
دستت اما
حکایتی دارد...
رَحِمَ اللهُ
عَمِی العباس!
اضافات:
قبل از شروع دوباره به نوشتن مدتی نسبتا مدید به دنبال قالب می گشتم یه مدت عزیزی رو هم از این بابت خیلی زحمت دادم اما اخرالامر هم نتیجه ای نگرفتم! و از اونجایی که بنا بر نوشتن بود و از طرفی به همان عزیز هم نیمچه قولی داده بودم با همین قالب فکسنی دوباره شروع کردم اما شاید دلیلش این بود که اینجا با همین قالب برای دوستان قدیمی تعریف می شد، بسیاری از قدمای وبلاگ نویس معترفند که ارمینه روزهای شیرین سال 85 را برایشان تداعی می کند، روزهایی که بسیاری از بچه های مذهبی در این عرصه فعال شده بودند و فعالیت می کردند فعالیت کردنی!!
و البته گهگاهی هم اینجا پاتوق ما و دوستان بود و چه شور و حالی! عده ای هم کامنتدانی مارا دفتر خاطراتشان می دانستند با این اوصاف بسیاری از پستهای قدیمی را حذفیدم! و خاطراتی که رفت!
اما من امروز بر خلاف خیلی از دوستان از به یاد قدیم افتادن ها و وبلاگنویسی ها و این اتفاقات احساس بدی ندارم. شاید همیشه بیاد آوردن خاطرات خیلی شیرین و خیلی تلخ گذشته خوشایند ذائقه آدمی نباشد اما....
و چه بسیاری که در این سالها درِ وبلاگهایشان را تخته کردند و چه بسیاری که طفلکی ها متاهل شدند(!) و چه بسیاری که وارد دانشگاه شدند و چه بسیار دیگری که فارغ التحصیل شدند و چه بسیاری که همچنان زندگی برایشان جاریست!
و دنیا اگر به تلخکامی بگردد باید که خندید، و ارزش هیچ چیز بالاتر از رفاقتهایی از جنس خلوص نیست!
نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ/ طریق رندی و عشق اختیار خواهم کرد...
بعدا اضافه کردم:
اینم تصویر اولین کامنت این پست!