پیش تر پی برده بودیم که یکی از صفات بارز رئیس جمهور ظاهرا مکتبی یکدندگی خاص ایشان است، اما با انتصاب رحیم مشایی نه تنها بیشتر به این اعتقاد مصمم شدیم بلکه ثابت شد که غیر از یکدندگی رئیس جمهور محترم حائز صفت دیگری هم هستند که بهتر آن است این صفت را صفت " حب مشایی" و یا با تعمیم صفت "حب غضنفر" بنامیم غضنفر هایی از قبیل همین رحیم مشایی و علی کردان و... و علی الخصوص شیخ غضنفرها محمدرضا رحیمی!
بنا بود در مورد کابینه دهم مطلبی بنویسم اما نه با این ادبیات نخراشیده بلکه در فضایی کاملا امیدوارانه! اما ظاهرا اخبار ضد و نقیضی که پیشتر به گوشمان رسیده بود چندان هم به دور از واقعیت نبود ، احمدی نژاد با انتخاب مشایی نه تنها موجب سرشکستگی هوادارن خود بلکه به شدت باعث شادی دشمنانش شد، بطوریکه امتیازی از این بهتر نمی شد برای مخالفین دولت در نظر گرفت و انتخابی بدتر از این برای موافقین!
و گویا هر کس بر منصوبین آقای احمدی نژاد خرده بگیرد قصد دارد سر به تن این دولت نباشد و به همین دلیل است که جناب حضرتشان هر چه بیش از پیش مدافع حقوق فرد مذکور شده تا پای جان حاضر به هزینه کردن برای امثال مشایی و کردان و رحیمی و... هستند!
از کردان که بگذریم، رحیمی همانست که آن حرفهای کذا را در زمان ریاست دیوان محاسباتش بر زبان رانده بود! همانی که در زمان ریاست جمهوری هاشمی و سفر وی به کردستان به عنوان استاندار دستور داده بود با تراکتور چیدمانی در فرودگاه صورت دهند که وقتی هواپیمای حامل حضرت والا بر آسمان فرودگاه ظاهر شد این تراکتور ها را به شکل "درود بر هاشمی!" مشاهده کند!
همانی که موجبات معرفی کردان را به مجلس فراهم کرد، همانی که معاونش را گفت تا به نمایندگان رشوه دهد و چه هزینه های گزافی که از این شاهکار عالم مدیریتی متحمل نشدیم!
و امروز مشایی معاون اول احمدی نژاد است و گویا احمدی نژاد می خواهد ثابت کند که رابطه او با مشایی همان رابطه شمس و مولوی است! و چه شمس بی فروغی!
در حکم انتصاب رحیم مشایی احمدی نژاد وی را دلباخته حضرت ولی عصر(عج) خطاب کرده است و چه دلباخته ای که دم از دوستی با مردم اسرائیل میزند و احمدی نژاد صهیونیزم ستیز تا اخرین گام حاضر به حمایت از وی و اعلام مواضع وی به عنوان مواضع دولت می شود همان مواضعی که بعد از مدتی رهبر انقلاب صریحا آن را مواضع دولت ندانستند!
و چه دلباخته ای که در مجلس رقص و آواز دخترکان ترک حاضر شده با کمال افتخار و با لبخندی حاکی از رضایت از برکات مجلس مذکور فیض اکمل برده و شاید با این رقص و آواز دخترکان این عارف نامی ما حال و هوای سماع به سرش زده و در دل خود را واقعا شمس تبریزی تصور کرده بود!
و چه دلباخته ای که در دوران تصدی خود به عنوان معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری به دنبال طراحی نقشه و آذین بندی خیابانی بود که حضرت ولی عصر(عج) بعد از ظهور در این خیابان مورد استقبال واقع شوند!! و اگر شخصا از درون شهرداری صحت و سقم این خبر را جویا نمی شدم امروز این ادعا را قوت نمی بخشیدم!
و چه حرفهای ناگفته ی زیادی! گویا اگر برخی دوست داران و دلسوزان دولت و شخص رئیس جمهور هم امروز از انتصاب مشایی ناراضی باشند در زمره مخالفان قرار می گیرند اما سوال اینجاست چه ستمی از این بالاتر و چه ظلمی از این آشکار تر؟!
و مومن دوبار از یک سوراخ گزیده نمی شود و اگر گزیده شد باید در ایمانش تجدید نظر کند!
حق ما این نبود...!همین!
اضافات:
- انتصاب صالحی به عنوان معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی انتصاب خوبی بود.
- معرفی حمیدرضا آصفی به عنوان وزیر امور خارجه هم قدری امیدوار کننده است .
- خدا نکند شیخ محمود با لجاجت تمام اقدام به معرفی محصولی به عنوان وزیر کشور و علی سعیدلو به عنوان وزیر نفت و محمد رضا رحیمی به عنوان معاون پارلمانی و کردان به عنوان معاون اجرایی و ... کند!
- وقتی امروز احمدی نژاد مشایی را منصوب می کند و فردا مشایی گاف می دهد و پس فردا همه موافقین و مخالفین لب به انتقاد می گشایند نباید احمدی نژاد با اعتماد به نفس کامل بگوید که مشایی را بر دارم می روند سراغ بعدی! تو مشایی را بردار برادر تا بعدی خدا بزرگ است، مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود!
- می گفت مشکل احمدی نژاد این است که دور و برش آدم ندارد گفتم اتفاقا مشکلش این است که آدم دارد، مشکلش همین مشایی است، همین رحیمی، همین کلهر، همین سعیدلو ...
- نامه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل به رئیس جمهور
- درخواست حاميان رئيسجمهور براي تجديدنظر در انتصاب مشايي
- اما با همه اعتراضهای حامیان رئیس جمهور و باشناختی که از احمدی نژاد دارم او مشایی را تغییر نخواهد داد و اگر کسی زیادی هم اعتراض کند رسما و علنا به دفاع از مواضع مشکوک مشایی خواهد پرداخت.
- این هم فیلم حرفهای غریب مشایی در مورد پایان اسلامگرایی!
- و بماند که خبرهای ضد و نقیض دیگر از انتصاب مهدی خورشیدی داماد دکتر احمدی نژاد به سمت رئیس دفترش حکایت دارد!
- امیدوارم در معرفی وزرا با دید بازتری عمل شود که البته با وضع موجود علی رغم دور از انتظار بودن باز هم بعید نمی نماید!
- کامنت دانی این پست را هم قفل زدیم چون نه اعصاب طعن شنیدن داریم و نه حوصله توجیه شنیدن!
- و هر وقت نخواستیم سیاسی بنگاریم بیشتر مجبور به سیاسی نگاری شدیم!
- خدایا تو شاهد باش...
- هر وقت هر چیزی رو که میخوای پیداش نمی کنی، کشکول شیخ بهایی هر روز جلو چِشَم بود الان که میخواستمش انگاری آب شده و رفته تو زمین!
- خیر سرم، والده مکرمه گیر داد برو یوخده رخت و لباس واسه خودت بخر تو شهر غریب!! و ایضا خیر سرم رفتم رخت و لباس بخرم که باز سر از کتابفروشی در آوردم! ، از نون و کتاب علامه حکیمی بگیر تا موج سوم تافلر و مردی در تبعید ابدی( بر اساس داستان زندگی ملا محمدصدرای شیرازی به قلم نادر ابراهیمی) و قلندر و قلعه (بر اساس داستان زندگی شیخ اشراق به قلم یحیی یثربی) و...!
اما خدایی یه کتابفروشی پیدا کردم تو مشهد که شبیه خواروبار فروشیه همه چیز توش پیدا میشه؛ صاحب مغازه میگفت کسی از اینجا نا امید بر نمی گرده! تمام قفسه هارو که چیده بود هیچ، کف مغازه تا بالا رو هم چیده بود ، درهم و برهم طوری که فقط خودش میتونست یه کتاب رو پیدا کنه! جایی برای وایسادن هم نبود به اندازه دو نفر آدم متوسط الچثه!، 1600 عنوان کتاب روانشناسی و 500 عنوان رمان و... میگفت از بین کتابها نایاب ترین ها، پر فروش ترین ها و تاپ ترین ها رو اینجا داریم! خدایی هم داشت! شماره موبایلش رو گرفتم و کلی رفیق شدیم اما موج سوم دمکراسی هنتینگتون و پایان تاریخ فوکویاما رو تموم کرده بود میگفت شاید تو خونه داشته باشم اینجا فضا اجازه نمیده! با خودم گفتم لابد تو خونه اش هم همینجوری از پایین تا بالا کتاب چیده!
- این روزها همش به این فکر میکنم که بزرگترین آیات خدا در ریزترین ذرات عالم نهفته است!
- اتفاقا منم یه رفیقی داشتم که دائیش یه بار از نزدیک محمدرضا گلزار رو دیده بود!( حالا بگید ما اینجا پیام اخلاقی نمیدیم!)
- و زندگی اینقدر کوتاهه که مجال درنگ کردن نیست! نماز مغرب امشب رو که خوندی به این فکر نباش که نماز مغرب فردا شب رو هم میخونی، نماز مغرب فرداشب، نماز مغرب فردا شبه نه امشب!
- 100 تا از نماینده های مجلس طرحی رو امضا کردن که بر اساس این طرح انتخاب شهردار به وزارت کشور و یا استانداری محول میشه، این طرح نماینده ها چندتا نکته داره: اولا با این کار شورای شهر یه شورای فرمایشی میشه، دوما اگر دنبال این بودند که شهردار با رای مردم انتخاب شه یه حرکت رو به جلو بود اما تصویب این طرح یه گام به عقبه!، سوما اگر تو این سه دوره هم شهردار رو قرار بود وزارت کشور انتخاب کنه قابل توجه نمایندگان اصولگرا که هیچ وقت احمدی نژاد و قالیباف شهردار نمی شدند!( مجلس به کجا داره میره با این طرح های کذا؟!!)
- همیشه با خودم میگم همه آدمایی که به تاریخ خوب مسلط بودن لزوما آدمای بزرگی نبودن اما همه آدمای بزرگ به تاریخ خوب مسلط بودن!
- و چه تفاوت بزرگی است بین دانش و بینش!
- بعضیا(+) از تعلیق خارج شدن و بعضیا هم کوچ نشینی کردن به اینجا(+)
- سفارش کرده بودم چشش که به کعبه افتاد از طرف من فقط یه جمله بگه:" خدایا دمت گرم!"، زنگ زد از کنار کعبه گفت حالا خودت بگو، هرچه زور زدم روم نشد که نشد که نشد، اخرش گفتم:" خلاصه خیلی مخلصیم خدا!"
- هر بار میرم به اون یکی پدر بزرگ گرام سر بزنم واسه عمه کوچیکه به سبک هویجوریات نویسی یه چند خطی می نویسم، کم کم رسم شده تا ننویسم حق ندارم پامو از در خونه بذارم بیرون! این بار جریمه هم شدیم قرار شد 10 صفحه آچار بنویسم که با چونه زنی و ننه من غریبم بازی به 6 صفحه اکتفا کرد بچه! بیشتر این شش صفحه رو در مورد مورچه ها نوشتم وقتی خوند خسته شد. گفت: هیچی ازش نفهمیدم دیگه نمیخواد بنویسی!
گفتم: بعضی از حرفها مال امروز نیست ، مال فرداست، به روی خودش نیاورد اما بعدا گفت بذار دوباره بخونم شاید واقعا چیزی توش بوده و من نفهمیدم!( نیشخند)
گفت: لااقل درمورد زنبورا می نوشتی، گفتم: دفعه بعد اتفاقا میخوام در مورد زنبورا برات بنویسم! گفت: نه جون کوکب نمیخواد؛ همین بسه!
- تبصره1: کوکب اسمیه که عمه کوچیکه روی همسر آینده ام گذاشته اما من همیشه بهش میگم کوکب نه و سونیا جون!
- تبصره2: سجاده نشین با وقاری بودم/ بازیچه ی کودکان کویم کردی!
- اگه کسی فکر میکنه مطالب سبکه و دون شانش اصلا مجبور نیست اینجا حرفهای مارو بخونه، ما نه میخوایم اینجا فقط قلمبه سلمبه نویسی کنیم و نه به زور کسی رو هدایت که هنوز خودمون با کمیت لنگ اندر خم یک کوچه ایم! همون کوچه ای که شاعر میگه بر حذر باش که سر می شکند دیوارش!
- گويند درويشي درجنگل مي رفت، ديد بر تابلويي نوشته اند: «در اين منطقه خوردن سنگ و كلوخ ممنوع است.» درويش حيرت كرد. پايين تر آمد، درويشي را بر در معبدي ديد. پرسيد: كدام ابله اين سخن را نوشته است. مگر كسي سنگ و كلوخ هم مي خورد؟! درويش گفت: «من نوشته ام.» شرمنده شد. پرسيد براي چه نوشته اي؟ پاسخ داد: هر وقت منهيات همين قدر تعجب آور باشد، جامعه رو به سامان خواهد بود.
- شبیه کودکی ماتِ خیابانهای تهرانم/که ناغافل رها کردهست دست مادر خود را
- طفیلی مان هم به مشهد آمده گویا قرار است ملاقاتی در حرم رضوی داشته باشیم!
اضافات :
کشکولیات تبلور نامیمون احساسات تبدار و بغض فرو خورده است! گویا به اعتبار علوم جدیده سر خورده شده ایم!
.................................
اَللّهُمَّ اجْعَلْنى اَخْشاكَ كَانّى اَراكَ وَاَسْعِدْنى بِتَقويكَ وَلا تُشْقِنى بِمَعْصِيَتِكَ... (دعای عرفه)
(خدايا چنانم ترسان خودت كن كه گويا مى بينمت و به پرهيزكارى از خويش خوشبختم گردان و به واسطه نافرمانيت بدبختم مكن...)
خدایا؛ همچنان دمت گرم...!
در مورد تغییرات در معاونت خدمات شهری همین نکته بس که مسعود کرباسیان جای خودش را با سردار حسین کلخورانی در سازمان سرمایه گذاری و مشارکتهای مردمی شهرداری عوض کرد و به این ترتیب از طرفی حلقه یاران سابق قالیباف در ناجا تنگ تر شد و از طرفی دیگر مسعود کرباسیان با مشی اصلاح طلبانه خود قدری از حلقه اصلی مدیران شهرداری فاصله گرفت.
اما شاید مهمترین تغییر در بین تغییرات 15 گانه کنار رفتن سردار احمد نوریان معاون اجتماعی و رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری و جایگزینی سردار ایازی دست راست محمد باقر قالیباف در معاونت اجتماعی و تکلیف نامعلوم سازمان فرهنگی هنری باشد.
- اکینانیوز هم به سلامتی رفت حج، از مسجد پیغمبر زنگید یوخده حرف زدیم، خوش به حالمان، نه خوش به حالشان!
وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (آل عمران:169)
- آمارها نشان می دهد در عربستان سعودی در سال 2005 زنان بیش از یک میلیارد و 600 میلیون یورو برای آرایش خود هزینه کردند. براساس آمار موجود در ایران نیز سالانه حدود یک میلیارد دلار لوازم آرایشی و بهداشتی مصرف می شود.(تولید داخلی، واردات رسمی و قاچاق)
طبق گزارش روابط عمومي گمرک ايران طي سال گذشته بيش از 89 ميليون و 505 هزار دلار انواع محصولات و لوازم آرايشي و بهداشتي وارد کشور شده است و باقی واردات نیز ار طرق قاچاق صورت می گیرد.اين در حالي است كه وزارت اعلام می کند كه تنها 10درصد لوازم آرايشي موجود در بازار از مجاري قانوني وارد كشور شده اند و 90درصد آن به صورت غيرقانوني وارد كشور مي شود.
اگر فرض کنیم فروش هر بشکه نفت ایران در شرایط فعلی 50 دلار باشد برای واردات این یک میلیارد دلار باید 20 میلیون بشکه نفت صادر شود (هزینه ساخت یک نیروگاه 1000 مگاواتی برق 800 میلیارد تومان است). از سوي ديگر سن مصرف لوازم آرايش نيز به 15 سال رسيده است و اين در حالي است که در کشورهاي توسعه يافته تمايل به آرايش بيشتر در بين زنان مسن ديده مي شود که طراوت و شادابي پوست خود را از دست داده اند.(+)
- سالانه نزديک به دو ميليارد و شصت ميليون ليتر آب در نتيجه ي وجود دو شير خراب در هر مدرسه به هدر مي رود و اين تنها در صورت وجود دو شير خراب، آن هم فقط در مدرسه هاي کشور است (+)
- مصرف آب در کشور برخلاف الگوی مصرف استاندارد جهانی از وضعیت خوبی برخوردار نیست به طوری که بر اساس آمار اعلام شده مصرف آب در ایران 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی است.
- مصرف سرانه روغن در ایران 17 کیلوگرم و مصرف سرانه دنیا 5/12 کیلوگرم است که اگر شیوه مصرف روغن در ایران با سایر کشورها را مورد بررسی قرار دهیم این اختلاف آشکارتر میشود. بیش از 80 درصد نیاز داخلی روغن درحال حاضر ازطریق واردات تأمین میشود.
- متوسط مصرف جهانی برق در دنیا برای مشترکان خانگی، 900 کیلووات ساعت در سال است، در حالی که مشترکان ایرانی در بخش خانگی سالانه 2900 کیلو وات ساعت برق مصرف می کنند که این رقم بیش از 3 برابر میانگین جهانی است.
- سرانه مصرف نان در ایران حدود 160 کیلوگرم است در حالی که در کشورهای اروپایی مانند فرانسه 56 کیلوگرم و آلمان 70 کیلوگرم در سال است.(+)
و این قصه سر دراز دارد...
اضافات:
- در صورت پرداخت سوبسيد يك ساله نان به ما، حداقل تا پنج سال نان رايگان و بهداشتي به مردم عرضه خواهيم كرد.(+)
- در قسمت لینکهای مربوطه آمارهای دیگری هم بطور تفصیلی ارائه شده است.
- وبلاگ پونیا هم کار خودش رو شروع کرد، دوستان ایشون رو دریابند!
- وبلاگ خدا داند... هم از تعلیق خارج شد!
- این لوگو هم به همت حاج مهدی عزیز طراحی شد، البته احتمالا یه تغییراتی رو لازم داره.
- فشار ها برای تغییر قالب همچنان ادامه دارد اما تا وقتی قالب بهتری پیدا یا معرفی نشود همین است و همین!
- البته در همه موارد کاهش مصرف به صلاح نیست چرا که باعث کاهش تولید و از ان طرف کاهش اشتغال خواهد شد اما در محصولات استراتژیک( اب، برق،گاز،بنزین، نان و...) و در بخش محصولات وارداتی(موبایل، لوازم آرایشی و...) و در بخش اسراف مواد غذایی از مرحله تولید تا مرحله مصرف قطعا یه تجدید نظر اساسی ضروری است.
عیار ولایت مداری آدمها رو باید تو روزهای سخت سنجید!
عیار ولایت مداری یعنی اینکه آیت الله جوادی آملی روز انتخاب خبرگان رهبری دم در می ایسته و قبل از رهبری پاشو بیرون نمیذاره و وقتی اصرار رهبری رو می بینه دست میذاره رو سینه اش و میگه آقای خامنه ای تا دیروز ما با هم رفیق بودیم اما از امروز شما ولی من هستید من جلوتر از ولی خودم راه نمی افتم. عیار ولایت مداری یعنی اینکه علامه حسن زاده آملی بعد از انتخاب آقا به عنوان رهبر ایشون رو سیدی و مولای خطاب می کنند.
عیار ولایتمداری آدمهارو باید تو این روزها سنجید!
اینجا کوفه نیست اما ...!
صل الله علیک یا سیدی و مولای...

اضافات:
- سال گذشته بود پیرمرادمان شب لیلة الرغائب رو تا صبح در کهف الشهدا به سر برد، ماجرا چه بود؟!
- چهل روز از رحلت آیت الله العظمای بما هو آیت الله العظمی گذشت!
- وقتی این روزهای سخت رو می بینم تازه میفهمم دعای تو دم مسیحا بود آقاجان؛ نیستی ببینی چه خبره ، حرمت حرف رهبری رو هم دیگه تو این مملکت نگه نمیدارن... نه اینجا کوفه نیست اما....
- ظاهرا این قالب فقط با فایرفوکس خوب باز میشه!!
- امشب دوباره شب لیلة الرغائبه ...!
"السلام علیک حین تقوم السلام علیک حین تقعد السلام علیک حین تقرؤ وتبین السلام علیک حین تصلی و تقنت السلام علیک حین ترکع و تسجد السلام علیک..."
- حافظ اگر سجده تو کرد مکن عیب/ کافر عشق ای صنم گناه ندارد!
- لباس چینی که از خاور دور رسید به دستمان، این روزها اما دنبال لباس مکزیکی می گردم شدیدا!
- سقراط را گفتند از چه زمان حقیقت حکمت در وجود تو اثر کرد؟ در پاسخ گفت از آن زمان که به نفس خود به چشم حقارت نگریستم!
- زمانه داشت ز من کینه کهن در دل/ چو مبتلای توام دید مهربان گردید!
- از بچگی آرزو داشتم یه پسرخاله همسن و سال خودم داشته باشم اما نداشتم! الان اما دوتا دارم یکی 3 سالشه اون یکی هم امسال میره کلاس اول!! فک کن کلاس اول!!
یه روز دوتائیشون اومدن یه شکلات تعارف کردن من قبول نکردم زورکی گذاشتن اینجا رو میزو رفتن؛ 5 دقیقه بعد برگشتن و یواشکی ورش داشتن، مرده بودم از خنده!
- رجب نام نهری است در بهشت که از عسل شیرینتر و از شیر سفیدتر است و هر کس در این ماه روزه دارد، از آن نهر آب می نوشد. به ماه رجب، رحب الأصب، یعنی ماه ریزش رحمت خداوند بر مردم نیز میگویند.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:ماه رجب برای امت من «ماه استغفار» است. رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است. کسی که یک روز از ماه رجب را روزه گیرد، مستوجب خشنودی خداوند گردد، غضب الهی از او دور میگردد و دری از درهای جهنم به روی او بسته میشود.
-
جسم تو کامل
است، ناقص نیست
میدهد عطر
یک بغل گل یاس
دستت اما
حکایتی دارد...
رَحِمَ اللهُ
عَمِی العباس!
اضافات:
قبل از شروع دوباره به نوشتن مدتی نسبتا مدید به دنبال قالب می گشتم یه مدت عزیزی رو هم از این بابت خیلی زحمت دادم اما اخرالامر هم نتیجه ای نگرفتم! و از اونجایی که بنا بر نوشتن بود و از طرفی به همان عزیز هم نیمچه قولی داده بودم با همین قالب فکسنی دوباره شروع کردم اما شاید دلیلش این بود که اینجا با همین قالب برای دوستان قدیمی تعریف می شد، بسیاری از قدمای وبلاگ نویس معترفند که ارمینه روزهای شیرین سال 85 را برایشان تداعی می کند، روزهایی که بسیاری از بچه های مذهبی در این عرصه فعال شده بودند و فعالیت می کردند فعالیت کردنی!!
و البته گهگاهی هم اینجا پاتوق ما و دوستان بود و چه شور و حالی! عده ای هم کامنتدانی مارا دفتر خاطراتشان می دانستند با این اوصاف بسیاری از پستهای قدیمی را حذفیدم! و خاطراتی که رفت!
اما من امروز بر خلاف خیلی از دوستان از به یاد قدیم افتادن ها و وبلاگنویسی ها و این اتفاقات احساس بدی ندارم. شاید همیشه بیاد آوردن خاطرات خیلی شیرین و خیلی تلخ گذشته خوشایند ذائقه آدمی نباشد اما....
و چه بسیاری که در این سالها درِ وبلاگهایشان را تخته کردند و چه بسیاری که طفلکی ها متاهل شدند(!) و چه بسیاری که وارد دانشگاه شدند و چه بسیار دیگری که فارغ التحصیل شدند و چه بسیاری که همچنان زندگی برایشان جاریست!
و دنیا اگر به تلخکامی بگردد باید که خندید، و ارزش هیچ چیز بالاتر از رفاقتهایی از جنس خلوص نیست!
نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ/ طریق رندی و عشق اختیار خواهم کرد...
بعدا اضافه کردم:
اینم تصویر اولین کامنت این پست!
همیشه با خودم فکر میکردم که بیشتر مردم شخصیتشان دقیقا خلاف همان چیزی است که ادعا می کنند به تجربه و تعمیم نسبت به دولتها هم به همین نتیجه رسیده بودم یعنی دولت سازندگی و خرابی!، دولت آزادی و اسارت و دولت عدالت و بی عدالتی!
در مورد اشخاص باید گفت که این اصل غیر علمی به کرّات به اثبات رسیده است!
این روزها شهر شلوغ است و از بی قانونی و بی اخلاقی و خشونت و ... مملو!
و بیچاره قانون و اخلاق و ادب مرد به ز دولت او و یک جو مردانگی!
بعد از سخنان رهبری انتظار طی طریق قانونی را از جانب حضرات داشتیم اما جناب میرحسین بیانیه پنجم و ششم خودشان را با تشویق عده ای معلوم الحال منتشر می کنند و از آن طرف آقازاده ها و خانم زاده ها و خویشان رئیس مجمع تشخیص در آشوبها شرکت می کنند!
با وجود بیش از 46 هزار ناظر آقای موسوی و 13 هزار ناظر آقای کروبی و 5 هزار ناظر آقای رضایی مگر می شود یک برگ سند مبنی بر تقلب هم وجود نداشته باشد؟! و اگر ندارد چه اعتراضی؟
چرا سایت منتسب به فرزند آقای هاشمی و سایت منتسب به آقای رضایی و شخص جناب موسوی از مردم خواستند که اگر سندی مبنی بر تخلف دارند در اختیارشان قرار دهند این دلیل بر بی سندی نیست؟!
چرا آقای کروبی و میرحسین در شورای نگهبان حاضر نشدند؟!
برای اولین بار در تاریخ انقلاب لیست آراء تمام شهرها و شعبه ها و صندوقها به تفکیک آراء نامزدها در سایت وزارت کشور قرار داده شد ... نشد؟!
چرا وقتی شورای نگهبان اعلام می کند حاضر است به تصادف صندوقها را بشمارد نامزدهای معترض به آن تن نداده و ترجیح می دهند از طریق راهپیمایی احقاق حق کنند؟
اقای موسوی ادعا می کند در 53 درصد شعب اخذ رای در تهران ناظر نداشته است اما همان 47 درصد ناظر چه سندی ارائه داده اند؟!
اگر میرحسین داماد لرستان بود قالیباف هم فرزند مشهد بود با این روحیه ناسیونالیستی مشهدی ها چرا قالیباف دور قبلی انتخابات در مشهد دوم شد و احمدی نژاد اول؟! دولت خاتمی هم تقلب کرد؟!
پاسخ دهها کشته و صدها مجروح و هزاران خسارت دیده از این آشوبها چیست، بیانیه های آقای موسوی یا بیانیه جناب خاتمی؟!
اصل غیر علمی ما ظاهرا بدجوری به تجربه در حال اثبات است همانهایی که نفی بی قانونی و عوام فریبی و دیکتاتوری و خشونت می کردند این روزها بدجوری در حال پوست انداختن هستند!
اضافات:
- بهتر آن نیست که اگر حقی هم از اقای موسوی ضایع شده بجای تشویق مردم به تجمع با علم به سوء استفاده اقلیت منافق در بین تجمع کنندگان و ضرب و جرح عده ای بی گناه از طرفین، تخلفات ادعا شده از مجاری قانونی پیگیری شود؟
- یکی از دوستان هم پیشنهاد جالبی داد؛ وزارت کشور هم زیبنده است اگر مجوز قانونی برای تجمع در محلی از قبیل مصلی یا هر نقطه دیگری را بدهد تا تجمع کنندگان بتوانند به راحتی و آرامی اعتراضشان را فریاد کنند و دیگر بهانه ای برای این قبیل رفتارها نباشد.
- بخوانید سخنان آیت الله منتظری در تاریخ 22/11/67 ( از کتاب خاطرات سیاسی محمد ری شهری ص 260) را تا ببینید این حرفهای قشنگ این روزها از دهان چه کسانی خارج می شود! و البته بخوانید سخنان امام(ره) را در 11 روز بعد از این در همان کتاب!